تبلیغات
امام رضا علیه السلام

امام رضا علیه السلام
 
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى الاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَحُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرى، الصِّدّیقِ الشَّهیدِ، صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً، کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَد مِنْ اَوْلِیائِکَ
امام رضا


اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام معدن علمی هستند متصل به خدا. این نگاران به مکتب نرفته مجرای فیضی اند که از خداوند متعال تا بندگان او در جریان است. علوم و معارف هم بخشی از این فیض بی منتهاست که بعد از سیراب کردن جان آن جانان از لب و قلم پاک آنها نصیب تشنگان آن معارف می شود.

روایاتی که از آن انسانهای پاک و وارسته به ما رسیده ؛ گنجی است که جز اندکی هنوز در گنجینه های کتاب و کتابخانه ها مانده است و به مردم عرضه نشده که امید است به برکت این نظام اسلامی و تلاشهای بیش از پیش حوزویان و دانشگاهیان این مهم به ثمر برسد.

بخشی از گنجینه روایات ما، سخنان و نامه هایی است که از امام رضا علیه السلام به ارث رسیده است. در این نوشتار، چند روایت از آن حضرت که دارای مضامین آموزشی و توصیه ای هستند را گلچین کرده و به علاقه مندان به کلام وحی تقدیم می‌داریم.

 

وسیله ای برای تقرب به خدا و افزایش علم و فهم

حسین بن عبد اللَّه نقل می کند: پدرم نامه ای به امام رضا علیه السلام نوشت که متن آن این بود:

فدایت شوم ؛ سن من بالا رفته و ناتوان شده ام و از انجام بسیاری از کارهایی که می کرده ام در مانده ام. دوست دارم سخنی به من بیاموزی که با آن به خدا نزدیک شوم و نیز فهم و علم مرا نیز افزایش دهد. فأحبّ- جعلت فداك- أن تعلّمنی كلاماً یقرّبنی من ربّی و یزیدنی فهماً و علماً.

رزق که اعم از مادی و معنوی است هم شامل نیازهای جسمی فرزند مانند خوراک و پوشاک است و هم شامل نیازهای معنوی او مانند تربیت. حضرت در یک جمله کوتاه به او و دیگرانی که مانند همسر این مرد می اندیشند یادآور می شود که رزق هر کس به شکل جداگانه ای به او داده خواهد شد

امام رضا علیه السلام برای او نوشت:

نامه ای برایت فرستادم آن را بخوان و ذره ذره آن را درک کن ؛ چرا که در آن برای هر کس که خدا اراده شفایش را کرده شفا هست و برای هر کس که خدا اراده هدایتش را کرده هدایت هست ؛ پس فراوان این ذکر را بگو:

بِسمِ اللَّهِ الرَّحمنِ الرَّحیمِ، لا حَولَ وَ لا قُوَّةَ إِلّا بِاللَّهِ العَلیِّ العَظیمِ. [1]

 

در دنیا و آخرت همراه با اهل بیت

اسماعیل بن سهل می گوید: به امام رضا علیه السلام عرض کردم: به من دعایی بیاموزید که هر گاه آن را خواندم در دنیا و آخرت با شما باشم. علّمنی دعاءً إذا أنا قلته كنت‏ معكم فی الدّنیا و الآخرة.

امام رضا علیه السلام برایم نوشت:

أَكثِر تِلاوَةَ إِنَّا أَنزَلناهُ، وَ رَطِّب شَفَتَیكَ بِالاستِغفارِ. [2] سوره قدر را فراوان بخوان و لبانت را با استغفار با طراوت نگه دار (نگذار که لبت از استغفار خشک شود).

دعا

دعایی برای درخواست حاجت

حسین بن سعید می گوید: به امام رضا علیه السلام عرض کردم به من دعایی بیاموزید. فرمود [اینگونه بگو]:

اللَّهُمَّ إنِّی أسأَلُكَ بِوَجهِكَ الكَریمِ وَ اسمِكَ العَظیمِ وَ بِعِزَّتِكَ الَّتی لا تُرَامُ وَ بِقُدرَتِك‏ الَّتی لا یَمتَنِعُ مِنها شی‏ءٌ و بعد آنچه را می خواهی که خداوند برایت انجام دهد بر زبان جاری کن.

همین شخص می گوید: امام رضا علیه السلام با خط مبارک خود نوشته ای به من داد که متنش این بود:

بگو: یا مَن عَلا فَقَهَرَ وَ بَطَنَ فَخَبَرَ یا مَن مَلَكَ فَقَدَرَ وَ یا مَن یُحیِی المَوتى وَ هوَ عَلى كُلِّ شَی‏ءٍ قَدیرٌ صَلِّ عَلى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ

و بعد آنچه می خواهی از خداوند بخواه.

سپس بگو: یا لا إِله إِلَّا اللَّهُ اِرحَمنِی بِحَقِّ لا إِله إِلَّا اللَّهُ اِرحَمنِی. [3]

 

امور به دست خداوند است

موسى بن عمر بن بزیع چنین نقل می کند:

من دو كنیز داشتم که هر دو باردار بودند. نامه‏اى به امام رضا علیه السلام نوشتم و این مطلب را به اطّلاع ایشان رساندم و از ایشان درخواست كردم كه دعا كند خداوند متعال، فرزندان آن دو را پسر قرار دهد و آنها را به من ببخشد.

امام رضا علیه السلام برایم نوشتند:

كارها همه به دست خداوند متعال است و او تقدیرات خود را آن طور كه دوست دارد در آنها جارى مى‏سازد. به خواست خداوند متعال، یك پسر و یك دختر برایت متولّد خواهد شد. نام پسر را محمّد بگذار و نام دختر را فاطمه. إن شاء اللّه، مبارك باشد!

«به خواست خداى متعال، دعا خواهم كرد». سپس نامه دیگرى به من نوشتند كه متن آن چنین بود: «به نام خداوند بخشاینده مهربان. خداوند با رحمت خویش، ما و تو را در دنیا و آخرت، در نیكوترین عافیت (آسایش)، نگه بدارد!

الأُمورُ بِیَدِ اللَّهِ عزّ و جلّ یَمضی فیها مَقادیرَهُ عَلى ما یُحِبُّ ؛ كارها همه به دست خداوند متعال است و او تقدیرات خود را آن طور كه دوست دارد در آنها جارى مى‏سازد. به خواست خداوند متعال، یك پسر و یك دختر برایت متولّد خواهد شد. نام پسر را محمّد بگذار و نام دختر را فاطمه. إن شاء اللّه، مبارك باشد!»

همان گونه كه امام علیه السلام فرموده بود، یك پسر و یك دختر برایم متولّد شد. [4]

 

آیا فقر بهانه کنترل جمعیت است

بکر بن صالح نقل می کند: به امام رضا علیه السلام [5] اینگونه نوشتم که: «من، پنج سال است كه از فرزنددار شدن، خوددارى كرده‏ام و این، بدان جهت است كه همسرم راضی نیست و مى‏گوید: به خاطر كمىِ مال، پرورش آنان براى من سخت است.

نظر شما چیست؟

امام علیه‏السلام در پاسخ من نوشتند:

اطلُبِ الوَلَدَ، فَإِنَّ اللَّه یَرزُقُهُم ؛ فرزند بخواه؛ چرا كه خداوند متعال روزىِ آنان را مى‏دهد. [6]

توضیح: رزق که اعم از مادی و معنوی است هم شامل نیازهای جسمی فرزند مانند خوراک و پوشاک است و هم شامل نیازهای معنوی او مانند تربیت. حضرت در یک جمله کوتاه به او و دیگرانی که مانند همسر این مرد می اندیشند یادآور می‌شود که رزق هر کس به شکل جداگانه ای به او داده خواهد شد. بنابراین جای هیچ نگرانی و دلواپسی از این ناحیه وجود ندارد و افراد این قبیل امور را بهانه قرار ندهند.

 

پی نوشت:

1.       تفسیر فرات، ص 283.

2.       الدعوات، ص 49.

3.       كافی 2/561.

4.       عیون أخبار الرّضا علیه السلام 2/281.

5.       در کافی مرحوم کلینی« أَبِی الْحَسَنِ ‏» آمده است که منظور امام کاظم علیه السلام است؛ اما در مکارم الاخلاق مرحوم طبرسی « أَبِی الْحَسَنِ الثَّانِی‏ » آمده است که در این صورت منظور امام رضا علیه السلام خواهد بود.

6.       مكارم الأخلاق 1/480.





طبقه بندی: حکایات امام رضا (ع)،  پیامك امام رضا (ع)،  فضایل و كرامات امام رضا(ع)،  مناظرات امام رضا (ع)،  امام رضا علیه السلام، 
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 فروردین 1396 توسط رحمان نجفی

اولین موضع گیریهای امام در مقابل مأمون

امام رضا(ع) در نیشابور

امام رضا (علیه السلام) به صور گوناگونى براى روبرو شدن با توطئه هاى مأمون  اتخاذ موضع كرد كه مأمون  آنها را قبلا به حساب نیاورده بود.

نخستین موضع گیرى:

امام تا وقتى كه در مدینه بود از پذیرفتن پیشنهاد مأمون  خوددارى كرد و آنقدر سرسختى نشان داد تا بر همگان معلوم بدارد كه مأمون  به هیچ قیمتى از او دست بردار نمى باشد. حتى برخى از متون تاریخى به این نكته اشاره كرده اند كه دعوت امام از مدینه به مرو با اختیار خود او صورت نگرفت و اجبار محض بود.

اتخاذ چنین موضع سرسختانه اى براى آن بود كه مأمون  بداند كه امام دستخوش نیرنگ وى قرار نمى گیرد و به خوبى به توطئه ها و هدفهاى پنهانیش آگاهى دارد.. تازه با این شیوه امام توانسته بود شك مردم را نیز پیرامون آن رویداد برانگیزد.

 

موضع گیرى دوم:

به رغم آنكه مأمون  از امام خواسته بود كه از خانواده اش هر كه را كه مى خواهد همراه خویش به مرو بیاورد، ولى امام با خود هیچكس حتى فرزندش جواد (علیه السلام) را هم نیاورد. در حالى كه آن یك سفر كوتاه نبود، سفر ماموریتى بس بزرگ و طولانى بود كه باید امام طبق گفته مأمون  رهبرى امت اسلامى را به دست بگیرد. امام حتى مى دانست كه از آن سفر برایش ‍ بازگشتى وجود ندارد.

 

موضع گیرى سوم:

قضایاى اعجاب انگیزى از رفتار امام در طول مسافرتش به سوى مرو، رخ داد كه (رجاء بن ابى ضحاك ) (1) شاهد همه آن قضایا بود. این مرد چنان به وصف آنها پرداخته بود كه سرانجام مأمون  مجبور گشت به بهانه آنكه باید فضایل امام را خود بازگو كند، زبان رجاء را ببندد(2). اما هرگز كسى نشنید كه مأمون  ولو یك بار قضایاى راه مرو را بازگو كند. رجاء نیز در این باره هرگز سخنى نگفت مگر پس از زمانى كه احساس ‍ خطر براى مأمون  بكلى برطرف شده بود.

امام حتى از اینكه كوچكترین سپاسگذارى از مأمون  كند خوددارى كرد، و این خود موضع سرسختانه و قاطعى بود كه مى خواست ماهیت بیعت را در ذهن مردم خوب جاى دهد و در ضمن موقعیت خویش را نسبت به زمامدارى در همان مجلس حساس بفهماند.


موضع گیرى چهارم

در ایستگاه نیشابور، امام با نمایاندن چهره محبوبش براى دهها و بلكه صدها هزار تن از مردم استقبال كننده ، روایت زیر را خواند:

(كلمه توحید (لا اله الا الله ) دژ منست ، پس هر كس به دژ من ورود كند از كیفرم مصون مى ماند).

در آن روز این حدیث را حدود بیست هزار نفر به محض شنیدن از زبان امام نوشتند و این رقم با توجه به كم بودن تعداد با سوادان در آن ایام ، بسیار اعجاب انگیز مى نماید.

جالب توجه آنكه مى بینیم امام در آن شرایط هرگز مسایل فرعى دین و زندگى مردم را عنوان نكرد. از نماز و روزه و از این قبیل مطالب چیزى را گفتنى ندید و نه مردم را به زهد در دنیا و آخرت سازى تشویق كرد. امام حتى از آن موقعیت شگرف براى تبلیغ به نفع شخص خویش نیز سود نجست و با آنكه داشت به یك سفر سیاسى به مرو مى رفت هرگز مسایل سیاسى یا شخصى خویش را با مردم در میان ننهاد.

بجاى همه اینها، امام به عنوان رهبر حقیقى مردم توجه همگان را به مساله اى معطوف نمود كه مهمترین مسایل در زندگى حال و آینده شان به شمار مى رفت .

آرى ، امام در آن شرایط حساس فقط بحث (توحید) را پیش كشید، چه توحید پایه هر زندگى با فضیلتى است كه ملتها به كمك آن از هر نگونبختى و رنجى ، رهایى مى یابند. اگر انسان توحید را در زندگى خویش گم كند همه چیز را از كف باخته است .

مامون و مرد دزد

موضعگیرى پنجم

امام (علیه السلام) چون به مرو رسید ماهها بگذشت و او همچنان از موضع منفى با مأمون  سخن مى گفت نه پیشنهاد خلافت و نه پیشنهاد ولیعهدى هیچكدام را نمى پذیرفت ، تا آنكه مأمون  با تهدیدهاى مكررى به قصد جانش ‍ برخاست .

امام با اینگونه موضعگیرى زمینه را طورى چید كه مأمون  را رویاروى حقیقت قرار دهد. امام گفت : مى خواهم كارى كنم كه مردم نگویند على بن موسى به دنیا چسبیده ، بلكه این دنیاست كه از پى او روان شده . با این شگرد به مأمون  فهماند كه نیرنگش چندان موفقیت آمیز نبوده ، در آینده نیز باید دست از توطئه و نقشه ریزى بردارد. در نتیجه از مأمون  سلب اطمینان كرد و او را در هر عملى كه مى خواست انجام دهد به تزلزل در انداخت . علاوه بر این ، در دل مردم نیز علیه مأمون  و كارهایش شك و بى اطمینانى برانگیخت .

امام تا وقتى كه در مدینه بود از پذیرفتن پیشنهاد مأمون  خوددارى كرد و آنقدر سرسختى نشان داد تا بر همگان معلوم بدارد كه مأمون  به هیچ قیمتى از او دست بردار نمى باشد. حتى برخى از متون تاریخى به این نكته اشاره كرده اند كه دعوت امام از مدینه به مرو با اختیار خود او صورت نگرفت و اجبار محض بود.

موضعگیرى ششم

امام رضا (علیه السلام) به اینها نیز بسنده نكرد بلكه در هر فرصتى تاكید مى كرد كه مأمون  او را به اجبار و با تهدید به قتل ، به ولیعهدى رسانده است .

افزون بر این ، مردم را گاه گاه از این موضوع نیز آگاهى مى داد كه مأمون  به زودى دست به نیرنگ زده ، پیمان خود را خواهد شكست . امام به صراحت مى گفت كه به دست كسى جز مأمون  كشته نخواهد شد و كسى جز مأمون  او را مسموم نخواهد كرد. این موضوع را حتى در پیش روى مأمون  هم گفته بود.

امام تنها به گفتار بسنده نمى كرد بلكه رفتارش در طول مدت ولیعهدى همه از عدم رضایت وى و مجبور بودنش حكایت مى كرد.

بدیهى است كه اینها همه عكس نتیجه اى را كه مأمون  از ولیعهدى وى انتظار مى كشید، به بار مى آورد.

 

موضعگیرى هفتم

امام (علیه السلام) از كوچكترین فرصتى كه به دست مى آورد سود جسته این معنا را به دیگران یادآورى مى كرد كه مأمون  در اعطاى سمت ولیعهدى كار مهمى نكرده جز آنكه در راه برگرداندن حق مسلم خود او كه قبلا از دستش به غصب ربوده بود، گام برداشته است . بنابراین ، امام به مردم قانونى نبودن خلافت مأمون  را پیوسته خاطرنشان مى ساخت .

نخست در شیوه اخذ بیعت مى بینیم كه امام جهل مأمون  را نسبت به شیوه رسول خدا كه مدعى جانشینیش بود، برملا ساخت . مردم براى بیعت با امام آمده بودند كه امام دست خود را به گونه اى نگاه داشت كه پشت دست در برابر صورتش و روى دست رو به مردم قرار مى گرفت . مأمون  به وى گفت چرا دست را براى بیعت پیش نمى آورى . امام فرمود: تو نمى دانى كه رسول خدا به همین شیوه از مردم بیعت مى گرفت (3).

اما اشعار این مطلب كه خلافت حق مسلم امام رضا (علیه السلام) است نه مأمون  ، این موضع از نظر هر كسى كه كوچكترین آشنایى با زندگى امام داشته و وقایعى نظیر نیشابور و غیره را شناخته باشد، بسیار روشن است . امام خود در نیشابور امامت خویش را شرط كلمه توحید و راه ورود به دژ محكم الهى معرفى كرده بود. وى همچنین امامان قانونى را در بسیارى از موارد از جمله در رساله اى كه براى مأمون  نوشته بود شماره كرده و خود نیز در شمار آنان بود. به این نكته در ظهرنویس سند ولیعهدى نیز اشاره فرموده است .

دیگر از نكات شایان توجه آنكه در مجلس بیعت ، امام به جاى ایراد سخنرانى طولانى ، عبارات كوتاه زیر را بر زبان جارى مى ساخت :

«ما بخاطر رسول خدا بر شما حقى داریم و شما نیز بخاطر او بر ما حقى دارید، یعنى هرگاه شما حق ما را پائیدید بر ما نیز واجب مى شود كه حق شما را منظور بداریم ».

این جملات میان اهل تاریخ و سیره نویسان معروف است و غیر از آن نیز چیزى از امام (علیه السلام) در آن مجلس نقل نكرده اند.

امام حتى از اینكه كوچكترین سپاسگذارى از مأمون  كند خوددارى كرد، و این خود موضع سرسختانه و قاطعى بود كه مى خواست ماهیت بیعت را در ذهن مردم خوب جاى دهد و در ضمن موقعیت خویش را نسبت به زمامدارى در همان مجلس حساس بفهماند.


پی نوشت ها:

1. مراجعه شود به : بحار / 49 / از ص 91 تا 95 عیون اخبار الرضا / 2 / ص 181 ببعد. این گفته چنان معروف است كه ما نیازى به ذكر مدارك بسیار نمى بینیم .

2. بحار / 49 / ص 95 عیون اخبار الرضا / 2 / ص 183.

 3. المناقب 4 / ص 369، 364 بحار / 49 / ص 144 علل الشرایع ، مقاتل الطالبین ، نور الابصار، نزهة الجلیس ، عیون اخبار الرضا.

تهیه و تنظیم: بخش عترت و سیره تبیان

منبع: زندگى سیاسى هشتمین امام حضرت على بن موسى الرضا (علیه السلام) جعفر مرتضى

حسینى؛ مترجم : دكتر سید خلیل خلیلیان






طبقه بندی: امام رضا علیه السلام،  مقالات امام رضا (ع)،  مناظرات امام رضا (ع)،  حکایات امام رضا (ع)، 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 10 بهمن 1395 توسط رحمان نجفی

زیارت مخصوص امام رضا علیه السلام را دریابیم!


آخرین روزهای ماه ذیقعده با توجه به منابعی كه از بزرگان شیعه در اختیار ما قرار گرفته دارای عناوین مبارك و مقدسی است،  روز 23 ذیقعده كه روز زیارتی مخصوص امام رضا (علیه السلام) است.

محمد باعزم- بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان

آخرین روزهای ماه ذیقعده با توجه به منابعی كه از بزرگان شیعه در اختیار ما قرار گرفته دارای عناوین مبارك و مقدسی است، در روز 23 ذیقعده كه روز زیارتی مخصوص امام رضا (علیه السلام) است همگان می توانند با گفتن صل الله علیك یا ابالحسن، زائر امام رضا (علیه السلام) باشند. قدیمی ترین سندی که برای روز 23 ذیقعده آمده  مربوط به سید ابن طاووس است كه در كتاب اقبال الاعمال خود وظایف مسلمانان را به مناسبت ایام بیان كرده است و گفته است که من در كتاب های بزرگان دیدم كه برای روز 23 این ماه مساله ی مخصوص امام رضا (علیه السلام) را مطرح كرده اند.
وی روایت می کند: و رأیت فی بعض تصانیف أصحابنا العجم رضوان الله علیهم أنه یستحب أن یزار مولانا الرضا علیه السلام یوم ثالث و عشرین من ذی القعدة من قرب أو بعد ببعض زیاراته المعروفة أو بما یكون كالزیارة من الروایة بذلك ثم نذكر مما یحضرنا و فضل لیلة خمس و عشرین من ذی القعدة و شرف محلها؛ برخی از بزرگان عجم در خصوص 23 ماه ذیقعده آورده اند که مستحب است در این روز، مولای خود امام رضا را چه از دور و چه از نزدیک زیارت کنند چه با زیارت های معروفی که در روایات در این مورد وجود دارد یا سلامی که از دور و نزدیک برای ایشان فرستاده می شود.(1)

در روز 23 ذیقعده كه روز زیارتی مخصوص امام رضا (علیه السلام) است همگان می توانند با گفتن صل الله علیك یا ابالحسن، زائر امام رضا (علیه السلام) باشند.

نکته قابل توجه این است که معمولا زیارت در حرم ائمه معصومین انجام می گیرد اما در این روز با آوردن دو كلمه ی «قرب» و «بعد» می خواهد همه ی افراد را متوجه به آن مكان كند كه اگر در نزدیك حرم هستید به حرم مشرف شوید و اگر از آن دور هستید و در هر جای دنیا زندگی می كنید آن روز را با عنوان روز زیارتی مخصوص امام رضا (علیه السلام) توجه داشته باشید. همچنین بایستی گفت که علامه مجلسی در كتاب بحارالانوار در باب شهادت امام رضا (علیه السلام) نقل كرده كه برخی از افراد معتقدند آن حضرت در روز 23 ذیقعده به شهادت رسیده است اما در جامعه ی ما روز آخر ماه صفر به عنوان روز شهادت ایشان مطرح است.
علاوه بر آن در کتاب «کامل الزیارة» ابن قولویه که معتبرترین و کهن ترین کتاب زیارتی است که در قرن چهارم نگارش یافته است، روایت های متعددی درباره ثواب زیارت ائمه(علیه السلام) آمده است. در مورد زیارت امام رضا از زبان امام جواد علیهماالسلام روایت کرده است که:
حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ یَعْقُوبَ وَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ وَ غَیْرُهُمَا عَنْ عَلِیِّ بْنِ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ مَهْزِیَارَ قَالَ: قُلْتُ لِأَبِی جَعْفَرٍ ع جُعِلْتُ فِدَاكَ زِیَارَةُ الرِّضَا أَفْضَلُ أَمْ زِیَارَةُ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیٍّ ع قَالَ زِیَارَةُ أَبِی أَفْضَلُ وَ ذَلِكَ أَنَّ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ ع یَزُورُهُ كُلُّ النَّاسِ وَ أَبِی لَا یَزُورُهُ إِلَّا الْخَوَاصُّ مِنَ الشِّیعَة؛ در روایتی جواد الائمه(علیه السلام) ثواب زیارتی پدر بزرگوارش را بالاتر از ثواب زیارتی امام حسین(علیه السلام) دانسته و می فرماید: زیارت پدرم افضل است، زیرا حضرت اباعبدالله الحسین(علیه السلام) را همه مردم زیارت مى کنند؛ اما پدرم را جز خواص شیعه زیارت نمى کنند.(2)



نظر حضرت آیت الله بهجت در خصوص زیارت امام رضا(علیه السلام)

زیارت شما قلبی باشد. در موقع ورود اذن دخول بخواهید، اگر حال داشتید به حرم بروید. هنگامی که از حضرت رضا(علیه السلام) اذن دخول می طلبید و می گویید: « أأدخل یا حجة الله: ای حجت خدا، آیا وارد شوم؟ » به قلبتان مراجعه کنید و ببینید آیا تحولی در آن به وجود آمده و تغییر یافته است یا نه؟ اگر تغییر حال در شما بود، حضرت(علیه السلام) به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سیدالشهدا (علیه السلام) گریه است، اگر اشک آمد امام حسین(علیه السلام) اذن دخول داده اند و وارد شوید. اگر حال داشتید به حرم وارد شوید. اگر هیچ تغییری در دل شما به وجود نیامد و دیدید حالتان مساعد نیست، بهتر است به کار مستحبی دیگری بپردازید. سه روز روزه بگیرید و غسل کنید و بعد به حرم بروید و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهید.(3)


پی نوشت ها:
(1).إقبال الأعمال (ط - القدیمة)، ج 1، ص: 310
(2).كامل الزیارات، النص، ص: 307
(3).پایگاه اطلاع رسانی دفتر حضرت آیت الله بهجت(ره)




طبقه بندی: مناظرات امام رضا (ع)،  فضایل و كرامات امام رضا(ع)،  سفرنامه امام رضا (ع)،  امام رضا علیه السلام، 
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 29 دی 1395 توسط رحمان نجفی
لوگوی دوستان
لینک دوستان
(تعداد کل صفحات:21)      1   2   3   4   5   6   7   ...