تبلیغات
☼امام رضا علیه السلام☼
  • مؤمن، مؤمن واقعى نیست، مگر آن كه سه خصلت در او باشد:سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پیامبرش و سنّتى از امامش. امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،امّا سنّت امامش، صبر كردن در زمان تنگدستى و پریشان حالى است.(حضرت امام رضا علیه السلام)
  • پنهان كننده كار نیك [پاداشش] برابر هفتاد حسنه است، و آشكاركننده كار بد سرافكنده است، و پنهان كننده كار بد آمرزیده است. (حضرت امام رضا علیه السلام)
  • قل شخص مسلمان تمام نیست، مگر این كه ده خصلت را دارا باشد:1ـ از او امید خیر باشد. 2ـ از بدى او در امان باشند. 3ـ خیر اندك دیگرى را بسیار شمارد. 4ـ خیر بسیار خود را اندك شمارد. 5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود. 6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود. 7ـ فقر در راه خدایش از توانگرى محبوبتر باشد. 8ـ خوارى در راه خدایش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد. 9ـ گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد. 10ـ سپس فرمود: دهمى چیست و چیست دهمى؟ به او گفته شد: چیست؟ فرمود: احدى را ننگرد جز این كه بگوید او از من بهتر و پرهیزكارتر است.(حضرت امام رضا علیه السلام)

مؤلفه‌های رهبری معنوی از منظر قرآن و معارف رضوی

مؤلفه‌های رهبری معنوی از منظر قرآن و معارف رضوی



  نویسنده: مریم حق وردی طاقانکی (1)




  چکیده هدف این پژوهش تبیین یک تئوری مدیریت اسلامی با عنوان رهبری معنوی از منظر قرآن و معارف رضوی می‌باشد، روش پژوهش، توصیفی و از نوع تحلیل اسنادی بوده و جامعه آماری شامل آیات قرآن کریم و آثار و منابع غنی اسلامی و احادیث و روایات و اقوال منقول از حضرت رضا (علیه‌السلام) است. نمونه‌گیری به شیوه هدفمند انجام شده است. در این پژوهش پس از ترجمه نظریات متخصصان غربی این تئوری و تحلیل آن‌ها؛ محقق با مبنا قرار دادن آموزه‌های قرآن و معارف رضوی ابتدا به مفهوم‌شناسی «رهبری»، «معنویت» و «رهبری معنوی» و شناسایی مؤلفه‌های این تئوری و در نهایت به مقایسه آن با تئوری غربی پرداخته است. یافته‌های این پژوهش در چند مسأله به شرح ذیل خلاصه می‌شود: 1- معنویت و رهبری و مؤلفه‌های رهبر معنوی در اسلام و غرب متفاوت است. این تفاوت ناشی از جهان‌بینی، هدف، ارزش‌های حاکم بر آن‌ها و چگونگی نگرش نسبت به انسان است. 2- معنویت، در آموزه‌های دینی اولاً؛ مقوله‌ای مشکک و دارای مراتب است که اصل و شدیدترین درجه آن به انبیاء و رهبران الهی تعلق دارد و رهبران سازمانی نیز برای هدایت سازمان این عنصر را دارا باشند ثانیاً؛ معنویت از اموری نیست که ناگهان تحقق یابد، بلکه فرایندی است که بر مبنای التزام و تعهد به امور دینی، اخلاقی و سیاسی حاصل می‌گردد. 3- از دیدگاه نظریه‌پردازان غربی این تئوری، رهبری براساس معنویت، یک رهبری منهای دین است ولی در پرتو قرآن و معارف رضوی معنویت ناب اسلامی (منبعث از وحی) است و بر مبنای خدامحوری و خداباوری در همه امور و به مقام خلاف اللهی رسیدن و جامع اسما جلال و جمال الهی شدن انسان می‌باشد.

1- مقدمه

رهبری مهم‌ترین موضوع در حیطه‌ی رفتار سازمانی و روابط انسانی است و صاحب‌نظران یکی از وجوه تمایز سازمان‌های موفق و ناموفق را در رهبری اثربخش و پویا می‌دانند.
با توجه به تغییر نظریه‌های رهبری به سوی نظریه‌های نوین موجب شکل‌گیری نظریه‌هایی از جمله، رهبری تحول‌آفرین، رهبری با جذبه، رهبری بصیر و رهبری معنوی شده است. در کشورهای غربی روی معنویت و رهبری معنوی پژوهش‌های بسیاری صورت گرفته است؛ این بحث از دیدگاه ادیان دیگر نیز مورد بررسی واقع شده است ولی در مورد رهبری معنوی از دیدگاه اسلام تاکنون تحقیقی جامع صورت نگرفته است.
از آنجا که زندگی مادی و معنوی انسان‌ها در هم تنیده است و جداسازی میان نیازهای دنیوی و اخروی کاملاً امکان‌پذیر نیست، امامان علاوه بر پاسخ‌گویی به نیازهای معنوی و معرفتی در جنبه‌های حیات مادی آنان نیز تأثیرگذار بوده‌اند (ترابی، 73). امام علی بن موسی الرضا (علیه‌السلام) که امام هشتم شیعیان است شاخصی از شاخصه‌های رهبری و هدایت بوده است که زندگی و سیره پربارش راهنما بوده و یک نمونه برجسته در اخلاق و معنویت محسوب می‌شود لذا در این پژوهش تا حدی که مطالعات اندک محقق اجازه می‌دهد به استخراج و تبیین مؤلفه‌های رهبری معنوی از منظر قرآن و معارف رضوی پرداخته شده است.
موضوع رهبری معنوی در ادبیات رایج مدیریت، موضوعی فوق‌العاده و در عین حال تک بعدی و نگاه به آن عموماً نگاهی ابزاری و عینی است. نگاهی کوتاه به مقالات در این حوزه نشان می‌دهد که مقصود از ویژگی‌های معنوی رهبران و رهبری معنوی در ادبیات علمی موجود، رهبری براساس معنویت منهای دین می‌باشد. هدف این پژوهش تبیین یک تئوری مدیریت اسلامی با عنوان رهبری معنوی از دیدگاه قرآن و معارف رضوی می‌باشد.
آنچه در رهبری معنوی بر مبنای ارزش اسلامی بر آن تأکید خواهد شد نه از نوع معنویت بودایی است - که مسئولیت گریز و ضد اجتماع باشد - و نه از نوع معنویت‌گرایی آمریکایی است که با سردرگمی تأمین شود (رحیم‌پور ازغدی)؛ بلکه براساس معنویت ناب اسلامی (منبعث از وحی) است به معنای خدامحوری و خدا باوری در همه امور و به مقام خلاف اللهی رسیدن و جامع اسما جلال و جمال الهی شدن است.

2- روش پژوهش

روش پژوهش حاضر توصیفی و از نوع تحلیل اسنادی است که با بررسی آیات قرآن کریم و احوال و بیان اقوال و روایات در خصوص زندگی امام رضا (علیه‌السلام) به توصیف رهبری معنوی آن بزرگوار پرداخته و سپس با تحلیل اقوال و روایات مذکور، مؤلفه‌های رهبری معنوی از منظر قرآن و معارف رضوی استخراج و ارائه شده است.

3- جامعه و نمونه و ابزار تحقیق

جامعه تحقیق شامل قرآن کریم و کلیه منابع غنی اسلامی و احادیث و روایات در مورد امام رضا (علیه‌السلام) است که در کتاب‌ها، پایان‌نامه‌ها، نشریات و سایت‌های اینترنتی مذهبی و پژوهش‌ها و تحقیقات مرتبط با موضوع تحقیق موجود می‌باشد. نمونه‌گیری به شیوه هدفمند انجام شده و بر این اساس ابتدا منابع دست اول انتخاب و سپس سایر منابع مرتبط با موضوع، مورد نظر قرار گرفته و از آن‌ها استفاده شده است. ابزار مورد استفاده در این پژوهش برای گردآوری داده‌ها، فیش‌برداری‌ها می‌باشد.

4- تعریف رهبری

رهبری امری است که به نظر بسیاری از محققان این موضوع بین رشته‌ای، به تعداد صاحب‌نظران و نویسندگانی که در این موضوع قلم زده‌اند، از آن تعریف ارائه شده است (Yokel, 1994, p2). اما در مجموع، می‌توان گفت که بیشتر تعاریف رهبری این وجه اشتراک را دارند که رهبری پدیده‌ای گروهی است که دربردارنده‌ی تعامل میان دو نفر یا بیشتر، افزون بر اینکه این پیش‌فرض را دارند که رهبری متضمن فرایند نفوذ اجتماعی است که در آن رهبر، مشارکت داوطلبانه، کارکنان را در تلاش برای کسب هدف‌های سازمان طلب می‌کند (عابدی و جعفری). نتایج تحقیقات نشان می‌دهد که رهبری مهم‌ترین موضوع در حیطه‌ی رفتار سازمانی و روابط انسانی است (Robert, 1992). در اهمیت رهبری می‌توان گفت که صاحب‌نظران یکی از وجوه تمایز سازمان‌های موفق و ناموفق را در رهبری اثربخش و پویا می‌دانند، از این رو، آنان دلیل عمده‌ی بسیاری از ناکامی‌ها و شکست‌های سازمان‌ها را ناشی از ضعف رهبری می‌دانند (Robert, 1992). نظریه‌های نوین رهبری بیشتر روی معنویت تأکید دارند،‌ جنبه حیاتی رهبری نوین، معنویت است چرا که معنویت باعث تعالی سازمان و ایجاد یک محیط آرام و با کیفیت عالی می‌شود (chance, 1992).

5- معنویت

معنویت را برخورداری از ارزش‌های والای انسانی دانسته‌اند که در ادامه به تعدادی از آن‌ها اشاره می‌شود: ایمان به خدا، تقوی، صبر، عشق، محبت، احترام به دیگران، اعتماد به نفس، امید به آینده، پذیرش دیگران، پشتکار، تحرک، تحمل، تواضع، توکل، جوانمردی، خدمت، خوش‌بینی، خیرخواهی، رضایت، سپاسگزاری، شجاعت، صداقت، صرفه‌جویی، عدم وابستگی، فداکاری، گذشت، محدود کردن آرزو‌ها و وفای به عهد (بهادری‌نژاد، 35).

1 -5. تعریف معنویت از منظر غرب

غالباً از معنویت به عنوان «جعبه سیاه» یاد می‌کنند و در مدل‌ها و نظریه‌ها، آن را نادیده می‌انگارند؛ چرا که چنین اصطلاحاتی، واضح نبوده و تعاریف معینی برای آن‌ها عرضه کردنی نیست (Freshman. 320, 1999)؛ ولی در هر صورت، معنویت، دارای ماهیت شخصی است و همین باعث شده است که دیدگاه‌های چندگانه‌ای درباره آن به وجود آید. برخی از تعاریف معنویت در زیر آمده است:
معنویت، تجربه درونی و منحصر به فرد شخص در جستجو برای کامل‌ترین توسعه فردی به کمک موجودی مافوق بشری است که همواره شامل احساس تعلق به کلی برتر و احساس کامیابی و موفقیت کامل با رسیدن به آن است (Delbecq, 346, 1999). معنویت یعنی یافتن هدف نهایی زندگی و زیستن براساس (Korac-Kakabadse et al. 160,2020).
معنویت نوعی نیاز درونی انسان برای ارتباط با ساحتی فراتر از خودش است؛ معنویت ممکن است شامل دو جزء باشد: عمودی و افقی؛ جزء عمودی، ساحتی مقدس، الهی، بدون مکان و زمان، دارای قدرت بالاتر، منبعی عظیم و نهایت آگهی است که تمایل داریم با آن ارتباط برقرار کنیم و هدایت شویم. جز افقی آن، اشاره به تمایل ما در خدمت‌رسانی به انسان‌ها و سایر موجودات است (Wigglesworth, 12,2004).

2 -5. تعریف معنویت از منظر آموزه‌های دینی

معنویت را از دیدگاه اسلام می‌توان چنین تعریف کرد: «توجه و اهتمام به باطن تعالیم و آموزه‌های نظری و عملی دینی و به طور کلی توجه به باطن و غیب هستی و به طور کلی پیراستن نفس از تعلق مادیات و آراستن آن به روحانیت احکام و دستورهای دین مبین اسلام در پرتو توجه و تدبر خالصانه و زینت دادن آن به نورانیت جاری و ساری در نظام آفرینش و از رهگذر طهارت و خلوص عارفانه» از این رو، ساحت حقیقی و زیربنای اصلی معنویت را باید در باطن خود انسان جستجو کرد (مطهری، 13).
معنویت به دایره احکام مترقی شریعت اسلام محدود نمی‌شود و صحیفه بزرگ هستی نیز تجلی‌بخش لطایف معنوی و حقایق باطنی برای اهل تأمل و تدبر است تا از رهگذر توجه به باطن امور، جان خویش را جلا دهند و حقیقت هستی را در آن آشکارا نظاره‌گر باشند و ضمن توجه به ظواهر دینی و معیشت دنیوی به تجرد باطنی یا تهذیب و تزکیه نفس دست یابند (ربانی، 24). از دیدگاه اسلام معنویت بر دین مبتنی است و مسلمان باید معنویت خویش را براساس دین اسلام استوار سازد و حدود و ثغور معنویت فرد را، دین معین می‌کند و نوع ارتباط چهارگانه فرد مسلمان، یعنی ارتباط با خویشتن، با دیگران، با محیط و با خدا، براساس آموزه‌ها و تعالیم دینی معین می‌شود (اسهرلوس و جعفری، 199).

6- معنویت و دین

تمام ادیان، اعم از الهی و بشری، کم و بیش، برنامه‌های معنوی، عرضه کرده‌اند (Richard,40,1982)؛ اما برخی معنویت بدون دین را نیز مطرح کرده‌اند. بنابراین معنویت دوگونه دینی و غیردینی دارد (Leicester,47,2000) به نظر ولف (2) آنچه در معنویت جدید به وضوح، تازگی دارد آن است که جدای از روان و خارج خود، عمدتاً امر متعالی وجود ندارد و زندگی معنوی فرد در سایه روح القدس یا قدرت الهی دیگر نظام نمی‌یابد، بلکه معنویت در سایه توانایی‌ها و امکانات بالقوه روان خود آدمی شکل می‌گیرد.

 

معنویت            

دین

نگرش منفی

نگرش مثبت

دین بر معنویت تفوق دارد و منبع اصلی اعتقادات و ارزش‌هاست.

دین و معنویت هم معنا و غیرقابل تفکیک‌اند، و هر دو منبع اصلی برای اعتقادات یا ارزش‌های جهانی‌اند.

نه دین بنیادین است و نه معنویت، ارزش‌های جهانی می‌توانند به طور مستقل و بدون توجه به دین و معنویت تعریف شوند.

معنویت بر دین تفوق دارد و منبع اصلی اعتقادات یا ارزش‌های جهانی است.

 مؤلفه‌های رهبری معنوی از منظر قرآن و معارف رضوی
نمودار 1: چهار نوع جهت‌گیری به سوی دین و مذهب (Mitroff&Denton,85,1999)
غالب پژوهش‌ها، مبتنی بر نتایج تحقیقات این دو پژوهش‌گر آمریکایی است که معتقدند مذهب، موضوعی نامناسب و در مقابل معنویت موضوعی کاملاً مطلوب برای طرح در محیط کار است؛ هر چند خود آن‌ها معتقدند که به سختی می‌توان بدون مذهب به معنویتی عمیق رسید (Mitroff& Denton,86,1999) استفان ال کارتر (3) استاد دانشگاه حقوق ییل، در کتاب فرهنگ بی‌اعتقادی (4)، خاطر نشان می‌کند که مردم غرب با مذهب، دشمنی ندارند ولی با وجود این، آن‌ها مذهب را بی‌اهمیت می‌شمارند و با آن به مثابه سرگرمی یا عمل عاطفی بی‌حاصل برخورد می‌کنند. با ملاحظه تاریخ تمدن غرب می‌توان به سادگی دریافت که علت العلل چنین نظری نسبت به دین و مذهب به دوران رنسانس و روشن‌فکری اروپا در قرن نوزدهم بر می‌گردد که مذهب را در مقابل علم و عقلانیت قرار می‌دهند و آن را منبع اوهام و رفتارهای غیر منطقی می‌دانند (عابدی جعفری و مردادی، 75). مطالعات نشان می‌دهد که در سال‌های اخیر، روند مذهب‌گرایی و معنویت‌گرایی در غرب، رشد فزاینده‌ای داشته است (حاجتی، 179). اما با نگاهی به رویکرد دانشمندان غربی به این موضوعات به وضوح می‌توان یافت که در واقع، طرح معنویت به جای دین (یا همان معنویت سکولاریستی) عملاً روشی مؤدبانه برای حذف دین بوده است (یقینی، 16).

7- مقایسه معنویت اسلامی و معنویت‌های شرقی و غربی

امروزه، مکتب رایجی در غرب که به اسم معنویت نو یا معنویت سکولاریستی از آن تعبیر می‌شود مکتب روح‌گرایی یا به اصطلاح، معناگرایی است. اسپیریچوالیسم (5) گرایشی است که از یک طرف، ریشه‌های معرفتی آن را قطع کرده‌اند و از طرف دیگر ریشه‌های وجودی و انسان‌شناسانه آن را بریده‌اند و بعد برای جبران نیاز شدید فطری بشر به معنویت، اقدام به ایجاد معنویت‌های ساختگی و دروغین و در واقع معنویت دنیوی و اختراع معنویت کرده‌اند. این اسپریچوالیسم یا معنویت‌گرایی غرب برخلاف معنویت توحیدی و انبیایی، معنویتی مونتاژ شده است، تکه‌ای از هندوئیسم و بودیسم را با تکه‌ای از مسیحیت مخلوط می‌کنند. مبانی الحادی قشری پوزیتیویسمی را بر می‌دارند و روی آن مصالح و آجر «اگزیستانسیالیستی» کار می‌گذارند؛ چیزی را سر هم بندی و مونتاژ می‌کنند به طوری که به آن‌ها آرامش بدهد بدون این که از آن‌ها عمل بخواهد، بدون این که قانون و اخلاق و ارزش‌گذاری داشته باشند و بدون این که از آن‌ها عقیده به چیزی را بطلبند. در واقع، معنویت بدون هزینه و سرویس معنوی دادن (رحیم‌پور ازغدی).
با این حال برخی مدعی‌اند که معنویت، معنویت است و ربطی به دین اسلام ندارد. اما تأملی گذرا بر این مفهوم نشان می‌دهد که دین‌گرایی و معنویت رایج در جهان کنونی غرب، کاملاً در نقطه مقابل و در تضاد با دین‌گرایی و معنویت اسلام است و تنها نقطه مشترک بین این دو تلاش در جهت رهایی و نجات از محدوده تنگ عالم طبیعت و باز کردن غل و زنجیر حس‌گرایی است (حبیبی، 103).
این معنویت را می‌توان با معنویت مدنظر اسلام مقایسه کرد. معنویت ساختگی غرب و تریاک معنوی شرق و آسیایی در یکی دو قرن اخیر می‌خواست جای عرفان توحیدی و معنویت انبیا را بگیرد ولی به بن‌بست رسید.
برای درک بیشتر این موضوع، ضروری است در نگاه کوتاه، معنویت‌های دیگر با عرفان و معنویت قرآنی و رضوی مقایسه شود. قرآنی که از یک طرف در دعوت معنوی می‌فرماید که سجده کن و نزدیک شو و در خلوت‌ترین ابعاد زندگی فرد وارد می‌شود، همین قرآن به ثروتمندان جامعه که حقوق محرومان جامعه را نمی‌دهند وعده عذاب می‌دهد.
معنویت اسلامی، معنویت تفریحی و نمادینی نیست، معنویت اسلامی، مخصوص آدم‌های بیکار نیست که باید بیکار باشند تا بتوانند معنوی باشند. معنویت اسلامی، شغل نیست، مقدس بودن حرفه نیست که عده‌ای عارف و مقدس حرفه‌ای باشند و بقیه زندگی حیوانی بکنند. عرفان و معنویتی که امامان و پیامبران (سلام الله علیهم) آورده‌اند، معنویتی است که مراتب بالا و پایین دارد اما در عادی‌ترین و پایین‌ترین رده‌های زندگی مردم حضور دارد. در این دیدگاه همه چیز به هم مربوط و شبکه است؛ هیچ حکمی و هیچ موعظه و قانونی، جدا از بقیه احکام و معارف دینی نیست. معنویت در حاشیه زندگی مردم نمی‌باشد، بلکه معنویت در متن زندگی آن‌هاست. فلذا معنویت اسلام سکولاریزه‌شدنی نیست. معنویت از مادیات جدا نیست فلذا در فرهنگ اسلامی این طور نیست که بگویند بخشی از زندگی‌تان مادی است و بخشی معنوی؛ بلکه همه ابعاد زندگی از ازدواج و کار و درس خواندن حتی تفریح رفتن و خوابیدن اگر به آن معنای اصلی زندگی که انبیا آورده‌اند گره بخورد همه می‌تواند معنویت باشد (رحیم‌پور ازغدی).

8- اصول معنویت از منظر قرآن کریم

قرآن کریم که کتاب رهبری و هدایت انسان است، معنویت را دارای قلمرو وسیع و گستره‌ای گسترده می‌داند که می‌تواند شامل همه احوال، اقوال و افعال و انگیزه‌ها و اندیشه‌های انسان گردد زیرا گوهر معنویت را «خداگرایی» می‌داند؛ لذا هر کاری که با رنگ و رائحه رحمانی و انگیزه الهی انجام گیرد، داخل در معنویت است که فرمود: «إِنَّمَا أَعِظُكُم بِوَاحِدَةٍ أَن تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى‌ وَفُرَادَى...» (سبا: 46) و خلوص را جوهر همه فعالیت‌های آدمی از عبادی، تجاری، سیاسی - اجتماعی و... قلمداد کرده است و عبادت، ذکر، تفکر و تعلیم و تربیت، مدیریت و رهبری را تنها با مبنای الهی و توحیدی می‌پذیرد و لاغیر و خداوند در قرآن کریم فرموده‌اند: «إِنَّمَا یَتَقَبَّلُ اللّهُ مِنَ الْمُتَّقِینَ» (مائده: 27).
معنویت اسلام با سایر معنویت‌های جهان، کاملاً متفاوت است و آثار معرفتی، سیاسی و اجتماعی متفاوتی دارد. در معنویت دو اصل باید وجود داشته باشد و الا معنویت نیست. اول، تقوا، یعنی مقاومت در برابر شهوات، شراب و غفلت هر معنویتی که در آن تقوا نیست دروغ است. دوم، معرفت و عقلانیت؛ اگر کسی می‌خواهد معنویت توحیدی اسلام را بشناسد، رمز آن، این است: اصالت کمال. اما فرهنگ و عرفان شرقی با رمز اصالت رنج، و فرهنگ و معنویت غربی با رمز اصالت لذت شناخته می‌شود در کمال معنوی اسلامی، رنج‌ها و لذت‌هایی وجود دارد؛ اسلام می‌گوید تو، هم بدن داری و هم روح؛ جسم و روح تو هر دو حقوقی دارد. فرهنگ اسلامی در جست‌وجوی تعالی و کمال انسان است (رحیم‌پور ازغدی).

9- رهبری معنوی از منظر نظریه‌پردازان غربی

نظریه رهبری معنوی، نظریه‌ای عالی برای تحول سازمانی است که به منظور ایجاد سازمانی یادگیرنده و دارای محرک درونی به وجود آمده است. نظریه رهبری معنوی براساس الگوی انگیزش درونی توسعه یافته که ترکیبی از چشم‌انداز، ایمان به تحقق هدف، مأموریت و چشم‌انداز سازمان، علاقه به نوع‌دوستی و بقای معنوی است (Aydin and Ceylan,185,2009)
هدف رهبر معنوی توجه به نیازهای اصلی رهبر و پیروان است تا موجبات بقای معنوی آنان را فراهم کند؛ چنین رهبری موجب شود که کارکنان معنای واقعی شغل خود را درک کنند و برای شغلی که دارند، اهمیت قائل شوند (معناداری در کار)؛ هم‌چنین این احساس به آنان دست دهد که شغلشان از نظر سازمان و سایر همکاران نیز دارای اهمیت است. این رهبران چشم‌انداز و ارزش‌های مشترکی برای کارکنان ایجاد، و موجبات توانمندی گروهی و سازمانی آنان را فراهم می‌کنند که در نهایت سطح رفاه زیستی و سلامت و تندرستی کارکنان و هم‌چنین بهره‌وری و تعهد سازمانی افزایش خواهد یافت (Fry and Matherly,300,2006).
رهبر معنوی کسی است که با استفاده از ارزش‌ها، باور‌ها و رفتارهایی که لازمه انگیزش درونی خود و دیگران است، بقای معنوی اعضای سازمان را فراهم می‌کند. رهبری معنوی شامل آموزش اصول درست و عملکرد فنونی است که باعث کنترل نفس می‌شود (Usman,186,2010).

10- رهبری معنوی از منظر آموزه‌های دینی

دین اسلام بی‌تردید از ادیان الهی و به اعتقاد پیروانش، آخرین برنامه فرستاده شده از سوی خدا به بندگان است. طراحی و ساختار این دین به گونه‌ای است که معنویت در سراسر آن به چشم می‌خورد؛ آغاز و پایان معنویت در اسلام به خدا ختم می‌شود. اولین قدم در معنویت اسلامی، پذیرش موجودی برتر و تأثیرگذار تام در زندگی انسان و عالم هستی است. بدون اعتراف اجمالی به چنین واقعیتی، معنویت اسلامی شروع نمی‌شود. آیات اول سوره عصر آغاز حرکت انسان را به نحو صحیح بیان می‌کند که با ایمان به خدا شروع می‌شود و با خصوصیات ویژه‌ای پایان می‌یابد (جوادی آملی).
معنویت را از دیدگاه اسلام می‌توان چنین تعریف کرد «توجه و اهتمام به باطن تعالیم و آموزه‌های نظری و عملی دین و به طور کلی، توجه به باطن و غیب هستی و پیراستن نفس از تعلق مادیات و آراستن آن به روحانیت احکام و دستورهای دین مبین اسلام در پرتو توجه و تدبر خالصانه و زینت دادن آن به نورانیت جاری و ساری در نظام آفرینش و از رهگذر طهارت و خلوص عارفانه. از این رو، ساحت حقیقی و زیربنای اصلی معنویت را باید در باطن خود انسان جستجو کرد (مطهری، 13)؛ معنویت به دایره احکام مترقی شریعت اسلام محدود نمی‌شود و صحیفه بزرگ هستی نیز تجلی‌بخش لطایف معنوی و حقایق باطنی برای اهل تأمل و تدبر است تا از رهگذر توجه به باطن امور، جان خویش را جلا دهند و حقیقت هستی را در آن آشکارا نظاره‌گر باشند و ضمن توجه به ظواهر دینی و معیشت دنیوی به تجرد باطنی یا تهذیب و تزکیه نفس دست یابند (ربانی، 24).
از دیدگاه اسلام معنویت بر دین مبتنی است و مسلمان باید معنویت خویش را براساس دین اسلام استوار سازد و حدود و ثغور معنویت فرد را، دین معین می‌کند و نوع ارتباط چهارگانه فرد مسلمان، یعنی ارتباط با خویشتن، با دیگران، با محیط و با خدا، براساس آموزه‌ها و تعالیم دینی معین می‌شود (اسهرلوس و جعفری، 199).
رهبری معنوی اسلامی یعنی رهبری که از طریق ارتباط عمیق با خداوند و ایجاد ویژگی‌های خداگونه در خود و نفوذ در پیروان با واسطه ویژگی‌های خداگونه آنان را در مسیر خداوند و معنویت قرار دهد و از این طریق کارکنان را به پیشرفت سازمان در جهت رضای الهی سوق دهد.
در بررسی ادبیات در زمینه رهبری معنوی در غرب ملاحظه می‌شود که اساس رهبری معنوی از خدا رنگ و بوی خاصی نبرده است. اما در اسلام تأکید بر این است که رهبر معنوی باید به اصول معنوی دین اسلام معتقد باشد و در رفتار خود آنان را نشان دهد. هدف اصلی از رهبری معنوی در غرب، توسعه و پیشرفت مادی انسان‌ها و سازمان است اما در دین مبین اسلام هدف از رهبری معنوی قبل از این که رفاه مادی باشد، خودسازی و توجه به مسائل معنوی و غیرمادی است. در واقع رهبری معنوی اسلامی به دنبال این است تا با ایجاد صفات خداگونه در انسان و تأمین نیازهای معنوی انسان از طریق ارتباط عمیق با خداوند نیازهای مادی افراد را تأمین، و در جهت پیشرفت سازمان از طریق ایجاد روح خداگرایی اقدام کند (مشتاقیان ابرقویی و همکاران، 27)
رهبری معنوی اسلامی یعنی رهبری که از طریق ارتباط عمیق با خداوند و ایجاد ویژگی‌های خداگونه در خود و نفوذ در پیروان با واسطه ویژگی‌های خداگونه آنان را در مسیر خداوند و معنویت قرار دهد و از این طریق کارکنان را به پیشرفت سازمان در جهت رضای الهی سوق دهد.

11- مؤلفه‌های رهبری معنوی از منظر اندیشمندان غربی

اندیشمندان مؤلفه‌های مختلفی را برای معنویت و رهبری بیان کرده‌اند. لویس فرای، درستی، امید، صداقت، احترام به دیگران و خوب گوش کردن به پیروان را از مؤلفه‌های رهبری معنوی برشمرده است. (Fry,12,2011). (6)
 مؤلفه‌های رهبری معنوی از منظر قرآن و معارف رضوی
نمودار (2): مؤلفه‌های رهبری معنوی در متون مدیریت غربی

12- مؤلفه‌های رهبری معنوی از منظر قرآن و معارف رضوی

در این بخش به برخی از مؤلفه‌های رهبری معنوی از منظر آیات قرآن و معارف رضوی می‌پردازیم. این مؤلفه‌ها عبارتند از: شناخت و یاد خدا، اخلاص، معادگرایی، تقوا، توکل، بصیرت‌بخشی، عدالت‌محوری، اندیشه‌ورزی.

الف: شناخت و یاد خدا

حقیقت ذکر و یاد خدا توجه قلبی انسان به ساحت قدس الهی و توجه کاملِ تمامیِ وجود آدمی به ذات احدیت است (مطهری، 24) شروع و پایان معنویت در اسلام به خدا ختم می‌شود. گذشت که اولین قدم در معنویت اسلامی، پذیرش موجودی برتر و تأثیرگذار تام در زندگی انسان و عالم هستی است. بدون اعتراف اجمالی به چنین واقعیتی، معنویت اسلامی شروع نمی‌شود.
خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «هُوَ الْأَوَّلُ وَالْآخِرُ وَالظَّاهِرُ وَالْبَاطِنُ وَهُوَ بِكُلِّ شَی‌ءٍ عَلِیمٌ»: او اول و اخر و مرئی و نامرئی است و او به همه چیز داناست (حدید: 3).
اگر مدنظر رهبر اسلامی، کارمند و مجموعه کارگزاران هر سامانه و در مراحل مختلف خدا باشد، حرکت‌ها در مسیر و هدف درست شکل می‌گیرد که بر فلسفه خلقت منطبق است و فعالیت‌ها منطقی و علمی انجام می‌شود؛ زیرا کارگزار خود را در محضر حق می‌بیند و از این طریق ناظر دائمی بر رفتار افراد در خلوت و جلوت شکل می‌گیرد و نتیجتاً دقت، درستی و سلامت کار را به همراه خواهد داشت و در این راه انسان می‌داند که خدا او را می‌بیند (نبوی، 42).
حضرت رضا (علیه‌السلام) چه در قالب مناظرات و چه در شکل پرسش و پاسخ و مکاتبات و سخنرانی‌ها به این امر اقدام نموده‌اند. چنان‌که خطبه آن حضرت درباره توحید در جمع عباسیان مشهور است. حضرت پس از حمد و ثنای الهی و درود فرستادن بر پیامبر و اهل بیتش با این کلمات شروع فرمودند:
«اولُّ عباده الله تعالی معرفته» (شیخ صدوق، 387). مرحله اول در عبادت خدا شناخت اوست و پایه و اساس شناخت خداوند منحصر به فرد دانستن اوست و قوام و اساس توحید این است که صفات را از ذات خداوند منتفی بدانیم...
امام رضا (علیه‌السلام) نیز حاضران را به اهمیت شناخت خداوند دعوت نموده‌اند و در جاهایی دیگر از این خطبه فرمودند که کسی که بخواهد به کنه ذات پروردگار دست یابد در واقع قائل به توحید نیست و هم‌چنین کسانی که برای خدا شریک قائل شوند و او را مانند و شبیه دیگر موجودات بدانند در حقیقت به سراغ خدای تعالی نرفته‌اند و او را نشناخته‌اند. چگونگی و چرایی و کجایی برای او معنی ندارد. و سپس در پایان دوباره به یکتایی خداوند شهادت دادند و به کسانی که خداوند را همانند سایر موجودات می‌دانند هشدار دادند که به راه خطا می‌روند و با درود بر پیامبر و اهل بیتش خطبه را به پایان رساندند که در این خطبه به نکاتی که ظاهراً مبتلا به جامعه آن روز از قبیل تشبیه و چگونگی خدای تعالی بوده‌اند اشاره فرمودند. علاوه بر سخنرانی حضرت در جلسه پرسش و پاسخ نیز به چالش‌های فکری در زمینه توحید پاسخ داده‌اند.

ب: اخلاص

اخلاص از مراتب ایمان است. اخلاص یعنی اینکه انسان ظاهر و باطنش یکی باشد و همه کارهایش را فقط برای رضای خدا و تقرب به خداوند انجام دهد و از احدی انتظار سپاس‌گزاری و قدردانی نداشته باشد (مهدوی کنی، 35)
منظور از اخلاص رهبران و مدیران در اسلام این است که وی فعالیتش را در درجه اول برای رضا و خشنودی خداوند و عنایت به پاداش‌های اخروی و نه مادی انجام دهد و در کارهای خود در هر وضعیت و احوالی اعم از وضع مساعد و سازگار و یا اوضاع نابسامان و اخبارهای ناگوار که می‌تواند تأثیرات عمیقی براساس و بنیان فعالیت‌های وی گذارد و تفکر او را دچار اختلال در کار‌ها کند از یاد خداوند غافل نباشد و همواره شکرگزاری کند؛ بدین سبب رهبر معنوی اسلامی قلب و روح خود را تمام و کمال در اختیار ذات باری تعالی می‌گذارد؛ لذا رهبری که اخلاص در رفتارش نباشد و تنها با تظاهر و ریا بر مسندی تکیه زده باشد، هنگام خوشی و راحتی و فراغت از یاد خدا غافل می‌شود و این آسودگی خاطر را ناشی از اعمال قدرت و عظمت شخصیت خود می‌داند و حال این که در مواقع بحرانی و حوادث پیچیده و ناگوار به یک باره به یاد خدا می‌افتد و از خدا طلب کمک می‌کند اما مدیر و رهبر با اخلاص در رفتارش غش و ریا ندارد و نسبت به کمک‌ها و امدادهای خداوندی در هر وضعی اظهار ناسپاسی نمی‌کند و از یادش غافل نمی‌گردد (پیروز، 118) رهبران با اخلاص در سازمان‌ها دچار خودبرتربینی، بدزبانی، رفتار تحقیرآمیز نسبت به دیگران، توهین و رفتارهایی از این قبیل نمی‌شوند (کاظمی و همکاران، 25).

ج: معادگرایی

از موضوعات بسیار مهم و سرنوشت‌ساز انسان، معاد است. مهم‌ترین منبع ایمان به معاد، وحی الهی است که به وسیله پیامبران به بشر ابلاغ شده است. انسان پس از اینکه خدا را شناخت و به صدق گفتار پیامبران ایمان آورد به روز قیامت که همه پیامبران ایمان به آن را سرلوحه تبلیغ و دعوت خود قرار داده‌اند (ربانی، 61) خداوند در قرآن کریم می‌فرماید: «أَفَحَسِبْتُمْ أَنَّمَا خَلَقْنَاكُمْ عَبَثاً وَأَنَّكُمْ إِلَیْنَا لاَ تُرْجَعُونَ»: آیا گمان کرده‌اید شما را بیهوده خلق کرده‌ایم و به سوی ما باز نمی‌گردید (مؤمنون: 115)
رهبری معنوی که آخرت را قبول داشته و فرد آخرت‌گرایی، هرگز برای رسیدن به اهداف مادی به عمل ناشایست و خلاف اخلاق تن نمی‌دهد بلکه معیار سنجش و ارزشیابی عملکرد خود را رضایت خداوند و میزان خدمت به خلق می‌داند و عملکرد خود را با این دو معیار تطبیق می‌دهد. این خود نیروی مؤثر و کنترل کننده درونی قوی است که رفتار او را از درون کنترل می‌کند. رهبران سازمانی با اعتقاد به معاد و در کار بودن حساب و کتاب برای همه رفتارشان پیوسته مواظب رفتارهای خود هستند که مبادا هنگام ادای وظیفه حق الله یا حق الناسی بر گردنشان بیفتد و با حساب و کتاب دقیق به ادای وظایفشان می‌پردازند. اصل آخرت‌گرایی در مدیریت اسلامی ایجاب می‌کند لحظه به لحظه تصمیم‌سازی‌ها و تصمیم‌گیری‌ها در اداره کارهای مختلف مختلف سازمان در مسائل خرد و کلان در ابعاد مختلف دقیقاً منطبق بر نظر و رضایت صاحب جهان هستی و جهان آخرت باشد و آنچه در فرایندهای مختلف ساختاری و مدیریتی باید مورد نظر باشد اینکه آینده‌گرا و عاقبت‌اندیش به همه کار‌ها باشد و در هر کاری پایان آن مورد توجه قرار گیرد که آیا این پایان بر رضایت خداوند منطبق هست یا نیست؟
آخرت‌گرایی در مدیریت اسلامی یعنی هنگام حرکت، هدف را از یاد نبردن و همیشه از دو چشم، یک چشم به کار امروز و چشم دیگر به فردا و پایان و هدف بودن است و با چنین رفتاری آنچه مطلوب انسان و سازمان است چیزی به غیر از رضایت خداوند نیست (کاظمی، 81).
در سخنان و مواعظ امام رضا (علیه‌السلام) نکات بسیاری می‌توان یافت که نشان دهنده آن بود که امام رضا (علیه‌السلام) مردم را متوجه قیامت می‌کردند مثلاً درباره بهشت و جهنم هر کس خلقت بهشت و جهنم را انکار کند پیامبر و ما را تکذیب کرده.
امام رضا (علیه‌السلام) به مؤمنان سفارش می‌کنند که تعلق و وابستگی به دنیا نداشته و حیات اخروی را هدف و غایت نهایی خود تلقی کنند: «اعمل لدنیاک کأنک تعیش ابدا و اعمل لآخرتک کأنک تموت غدا»: نسبت به امور زندگی و دنیا آن‌چنان باش که گویا همیشه زنده خواهی بود و برای آخرت چنان باش که گویا فردا خواهی مرد.
و در جای دیگر فرموده‌اند «ان الدنیا سجن الم و من و القبر بیته و الجنة مأواه و الدنیا جنة الکافر و القبر سجنه و النار مأواه»: دنیا زندان مؤمن است، قبر خانه او و بهشت قرارگاه جاودانیش. ولی برای کافر دنیا بهشت است، قبر زندان و جایگاه بد اندیش.

ادامه مطلب

تاریخ ارسال : پنجشنبه 1 مهر 1395 03:56 ب.ظ | نویسنده : رحمان نجفی

سبك زندگی رضوی و راهكارهای مقابله با طلاق

نویسندگان: فاطمه علائی رحمانی (1)، مریم احدیان (2

چكیده

هدف نهایی فرستادن پیامبران و كتاب‌های آسمانی، ایجاد جامعه‌‌ای منزّه از آلایش‌های شیطانی، اقامه عدل و زمینه‌سازی برای رسیدن به حیات جاودانی است. داشتن جامعه‌‌ای خوب در گرو داشتن خانواده‌ی سالم در آن است. امروزه افزایش آمار طلاق، تهدید مهمی برای سلامت جامعه به شمار می‌رود. برای جلوگیری از طلاق و فروپاشی بنیاد خانواده باید علت‌های آن مورد بررسی قرار گرفته، در زمینه‌ی زدودن آن‌ها تلاش شود. عوامل یادشده را می‌توان به دو دسته درونی و بیرونی تقسیم كرد. یكی از عوامل درونی طلاق، به عدم تربیت صحیح زن و شوهر در دوران كودكی برمی‌‌‌‌گردد. امام رضا (علیه السلام) برای تربیت صحیح سخنانی‌‌ ایراد فرموده است. طبق سیره ‌‌ایشان، مهم‌ترین اصول تربیتی كه فرزند باید با آنها تربیت شود تا بتواند در زندگی آینده‌اش، همسری شایسته باشد و دچار آسیب‌های ناشی از طلاق نگردد، عبارت است از: دیانت، صداقت و راستگویی، بردباری و گذشت، پرورش روحیه‌ی بزرگواری و عزت نفس، خوداتكایی، رشد عقلانی و توجه به نقش الگویی پدر و مادر.
بحران اقتصادی، فساد و بی‌بندوباری در سطح جامعه از جمله مهم‌ترین عوامل بیرونی طلاق‌اند. با استفاده از رهنمودهای امام رضا (علیه السلام) می‌توان گفت، قناعت، دوری از تكلف، تجمل‌گرایی و اسراف، سبب كاهش فشارهای اقتصادی می‌گردد. بدیهی است در ‌‌این زمینه، نقش اطرافیان در‌‌ ایجاد تسهیلات لازم برای حلّ‌ دشواری‌های اقتصادی خانواده‌های ضعیف نبایستی نادیده گرفته شود. برای حلّ معضل فساد در جامعه، مهم‌ترین وظیفه برعهده‌ی تمامی افراد جامعه به‌ویژه زنان است كه با حفظ عفاف و حیا، سلامت روانی جامعه را تأمین كنند و در حوزه‌ی خانوده، با فراهم آوردن جاذبه‌های گوناگون، مقدمات دلگرمی و جذب همسر را فراهم آورند.

كلیدواژه‌ها: امام رضا (علیه السلام)، خانواده، طلاق، بحران اقتصادی، بی‌بندوباری.

مقدمه

طلاق مانند هر پدیده‌ی اجتماعی، علت‌های مختلفی دارد كه برای مقابله با آن، باید ریشه‌های آن را در جامعه از میان برد. عواملی را كه سبب طلاق می‌شوند، می‌توان به طور كلی به دو دسته تقسیم كرد:

1. عوامل درون خانواده:

ضعف باورهای مذهبی، بی‌اعتنایی زن و مرد به خواست همدیگر، حاكم شدن روح تجمل‌پرستی و اسراف، نبودن روحیه‌ی صداقت، گذشت و احترام متقابل بین زن و شوهر، عدم گذشت و صبر، توقعات نابجا، فریب یا دروغ، بدبینی و تهمت، حسادت زن یا شوهر، بددهنی زن و شوهر، وسوسه‌های شیطانی و خیانت‌های زناشویی، غرور و خودخواهی، حرص، وسواس و....
2

. عوامل بیرون خانواده:

بحران اقتصادی، آزادی‌های بی حدّ و حصر توأم با فساد و بی‌بندوباری و...
بسیاری از عوامل درون خانواده كه سبب از میان رفتن ازدواج‌ها می‌شوند، ناشی از نقش‌هایی است كه زن و شوهر در زندگی زناشویی خود، ‌‌ایفا می‌كنند كه آن‌ها را در دوران كودكی و در خانواده پیشین خود آموخته‌اند؛ بنابراین، ‌‌اینها به عدم تربیت درست در دوران كودكی زن و شوهر برمی‌گردد. باید بررسی شود كه از دیدگاه امام رضا (علیه السلام) پرورش كدام اصول اخلاقی و اعتقادی در دوران كودكی، در آینده به حفظ بنیاد خانواده یاری می‌رساند.
در بحث عوامل تأثیرگذار از سوی جامعه بر فروپاشی خانواده‌ها نیز باید سبك زندگی امام (علیه السلام) را بررسی كرد تا مشخص شود، طبق سیره‌ی حضرت، چگونه می‌توان تأثیر‌‌ اینها را بر خانواده‌ها از میان برد.

اصول بنیادی تربیت از دیدگاه امام رضا (علیه السلام)

1- دیانت

سخن پیشوایان دین درباره‌ی سعادت به یك اصل كلی برمی‌گردد كه همان اعتقاد و عمل به اصول دیانت است. پدر و مادر باید از دوران كودكی اصول دیانت را در گوش فرزندان خود، بخوانند و آنان را در اجرای ‌‌این دستورها یاری كنند و به ‌‌این وسیله، معیار صحیح زندگی را به آنان آموخته، ‌‌ایشان را به راه سعادت و رستگاری رهنمون سازند. (3) ‌امام رضا (علیه السلام) فرمود: خداوند به یكی از پیامبران خویش، وحی فرستاد: «اذا اُطِعتُ رضیتُ، و اذا رَضیتُ باركتُ، و لیسَ لِبركتی نِهایهٌ» (4)؛ هرگاه اطاعت شوم، خشنود می‌گردم و آن‌گاه كه از كسی خرسند شوم، به زندگی او بركت خواهم داد و بركتی هم كه از جانب من باشد، پایان نخواهد داشت.
عقیده‌ی مذهبی آن چنان آرامش و اطمینان باطنی برای دلها به ارمغان می‌آورد كه از آثار ظاهری آن، نیكویی بی‌دریغ افراد جامعه نسبت به یكدیگر است. امام رضا (علیه السلام) فرمود: «جَرَی القلمُ بحقیقةِ الكتابِ منَ الله بالسعادةِ لِمَن آمَنَ واتقی» (5)؛ از سوی خداوند تبارك و تعالی قلم قضا جریان یافته كه سعادت برای اهل ‌‌ایمان و تقواست.
دین‌داری، یكی از اركان زندگی سعادتمندانه است. فردی كه به دین پایبند نباشد، به پایبندی او بر رعایت حقوق همسر و زندگی مشترك، هیچ تضمینی نیست. امام رضا (علیه السلام) فرمود: «اذا خَطَب الیك رجلٌ رضیتَ دینَه و خُلُقَه فزَوّجْه، و لا یمنَعك فَقرُه وفاقتُه، قال الله تعالی: «إِنْ یَکُونُوا فُقَرَاءَ یُغْنِهِمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ» (6)؛ هرگاه خواستگاری آمد كه دین و اخلاقش را می‌پسندی، اجابت كن و از تنگ‌دستی او مهراس، خداوند متعال فرموده: اگر (مردان مجرد ازدواج كنند) و فقیر باشند، خدا از فضل خود، بی‌نیازشان می‌كند.
بنابراین، مرد و زن اگر ‌‌ایمان واقعی داشته باشند، به چنان شخصیت استوار و متعادلی دست می‌یابند كه هیچ گونه مشكل و درگیری جدّی میان آن‌ها پدید نمی‌آید. پیامبر گرامی اسلام می‌فرماید: «كسی كه با زنی، تنها به خاطر جمالش ازدواج كند، خوشایند خود را از او نبیند و كسی كه با زنی به خاطر مالش ازدواج كند، خدا او را به همان مال واگذارد (و لطف و رحمت خود را از وی باز می‌گیرد). بر شما باد ازدواج با زنی كه دین داشته باشد!» (7)

2- صداقت و مبارزه با دروغ

بسیاری از افراد بر اثر تربیت‌های نادرست محیط خانواده به صفت خانمان برانداز دروغ دچار می‌شوند. بر پدران و مادران لازم است نخست، خود، راستگو باشند تا بتوانند فرزندانشان را راست‌گو بار آورند، دوم، با فراهم آوردن شرایط مساعد برای جلوگیری از دروغ در خانواده، به رشد روانی اعضای آن كمك كنند. امام رضا (علیه السلام) جایگاه دروغ‌گو را چنین توصیف می‌فرماید: «اذا كذب العبدُ كذِبةَ تَباعدَ الملكُ منه مسیره میل مِن نتنِ ما جاء به»؛ هرگاه كسی مرتكب دروغ گفتن شود، فرشته (رحمت حافظ او) به خاط تعفّن دهانش یك میل از وی فاصله می‌گیرد. (8)
همچنین حضرت روایت می‌كند: شخصی به حضور رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شد و از او خواست شیوه‌‌ای به او بیاموزد كه منشأ همه خیرات باشد و سعادت دنیا و آخرتش را تأمین كند. حضرت در پاسخ فرمود: دروغ مگو.
آن شخص می‌گوید: من توصیه‌ی حضرت را مورد توجه قرار دادم و به آن عمل كردم؛ زیرا از اینكه مبادا گناه و تخلفی در برابر خداوند از من سرزند، ترس داشتم (راست‌گویی مرا از بدكرداری نجات داد) چرا كه می‌اندیشیدم، در صورتی كه كسی از من بپرسد، فلان عمل خلاف را انجام داده‌‌ای؟ اگر راست بگویم، حقیقت عمل را گفته‌ام و پرده از اسرارم كنار می‌رود و در نتیجه، ‌رسوا می‌شوم. اگر هم دروغ بگویم، برخلاف توصیه رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) عمل كرده‌ام. بنابراین، مجبور شدم خودسازی كنم و از همه گناهان و لغزش‌ها دست بردارم. (9)

3- بردباری و گذشت

اخلاق یكی از عناصر مهمّ شخصیت انسان و بیانگر كیفیت ذات او است كه درجه‌ی رسوخ‌ ‌ایمان را در او نشان می‌دهد. امام رضا (علیه السلام) در مورد اهمیت اخلاق فرمود: «اقربُكم منّی مجلساً یوم القیامةِ احسنُكم خُلُقاً و خیرُكم لاهلِه» (10)؛ در قیامت آن كس به من نزدیك‌تر است كه در دنیا خوش اخلاق‌تر و نسبت به خانواده خود نیكوتر باشد. عفو و بخشودگی از صفت‌های پسندیده اخلاقی و از جمله سپاهیان عقل به شمار آمده است. ‌‌این صفت اخلاقی از جهت رشد معنوی، سلامت و آرامش روانی، امنیت خانوادگی، عزت اجتماعی و بهره مند نمودن انسان از مواهب حیات، بسیار ضرورت دارد. از لوازم عفو و گذشت، آن است كه آدمی با آن كس كه از او بریده، پیوند برقرار كند؛ به كسی كه او را محروم كرده، بخشندگی كند و از كسی كه به او ظلم كرده، درگذرد. (11)
امام رضا (علیه السلام) مردم را به بردباری و گذشت، تشویق می‌فرمود تا ‌‌این را عنصر ضروری زندگی اجتماعی دانسته، از مهم‌ترین لوازم اخلاق پاكیزه‌ی انسانی بشناسند. ‌‌ایشان در تفسیر آیه‌ی كریمه «فاصفح الصفح الجمیل» فرمود: «العفوُ من غَیرِ عتابٍ» (12). از گناهان درگذر، به طوری كه توأم با سرزنش نباشد.
مردی كه در گذشته، ظلم بسیار بر امام رضا (علیه السلام) كرده بود، بر مأمون وارد شد. مأمون خواست گردن او را بزند، پس گفت: «‌‌ای ابوالحسن! چه می‌فرمایی؟» امام (علیه السلام) فرمود: «می‌گویم، اگر نكویی كنی و از او درگذری، خداوند بر عزت تو می‌افزاید».
امام رضا (علیه السلام) بردباری را سبب مزید عزّت و افزایش قدر و منزلت انسان می‌داند، زیرا شكیبایی و گذشت در هنگامی كه انسان می‌تواند بدی را با بدی تلافی كند و نمی‌كند، نشانه‌ی نیرومندی او در مهار خشم و قدرت او بر جلوگیری از تحریكات نفس در برابر تعدّی است. (13)
فرزندانی كه با ‌‌این صفت تربیت یابند، در آینده افرادی فعّال، خدمتگزار، گشاده‌رو، خوش اخلاق و در زندگی آینده‌شان موفق و بدون اختلاف‌های خانوادگی خواهند بود.

4- نقش الگویی والدین

مادر، نخستین الگوی اخلاقی برای فرزندان است. امام رضا (علیه السلام) با توجه به‌‌ این مسئولیت عظیم، سفارش اكید داشت كه با زنانی شایسته ازدواج شود: (14) «ما أفادَ عبدٌ فائدهً خیراً من زوجهٍ صالحهٍ إذا رآها سَرَّته و إذا غابَ عنها حَفِظَته فی نفسِها و مالِه» (15)؛ هیچ بهره‌‌ای شخص نبرده است بهتر از فایده‌ی همسر صالح كه چون شوهر، او را می‌بیند، خوش حالش می‌كند و هنگامی كه مرد، دور از خانه است، همسرش با پاكدامنی (‌آبروی) وی را حفظ می‌كند و مراقب دارایی او خواهد بود.
از سوی دیگر، پدر و مادر در روابطشان با یكدیگر باید نقش الگویی‌شان را در نظر بگیرند و بدانند تمامی گفتار و كردارشان توسط فرزند به ثبت می‌رسد و در زندگی آینده‌اش همان‌ها را به كار می‌گیرد؛ بنابراین، پدر و مادر باید فرموده امام رضا (علیه السلام) را عمل كنند: «اگر مؤمنی خشمگین شود، عصبانیت، وی را از طریق حق بیرون نمی‌برد و اگر شادمانی یابد، ‌‌این خرسندی، وی را دچار باطل نمی‌كند و چون به اقتداری رسد، بیش از آنچه حق دارد، نمی‌گیرد.» (16)
امام رضا (علیه السلام) در سیره‌ی عملی خویش، در راستای تقویت عواطف و تكریم شخصیت حاضران در خانه و در جمع معاشران، ‌‌اینگونه بودند. ابراهیم بن عباس می‌گوید: «هرگز شخصیتی برتر از امام رضا (علیه السلام) ندیدم، هرگز پای خویش را مقابل هم‌نشین خویش، دراز نمی‌كرد و پیش او تكیه نمی‌داد، به خدمتگزاران دشنام نمی‌گفت؛ صدایش به خنده بلند نمی‌شد و همواره با غلامان و زیردستان خود، كنار سفره غذا می‌نشست.» (17)

5- پرورش روحیه‌ی بزرگواری و عزت نفس

از جمله مسئولیت‌های مهم خانواده در مورد فرزندان، آن است كه در تربیت اخلاقی و پرورش عزت نفس آنان كمال مراقبت را معمول دارند و در هر شرایطی به تناسب فهمشان راه و روش صحیح زندگی را به آنان نشان دهند. فرزندان در عین ‌‌اینكه برای یك زندگی اخلاقی مستعد هستند، برای پستی و رذالت نیز قابلیت دارند. مربی لایق و عاقل می‌كوشد، از چنین فرصتی استفاده كند و آنان را به مكارم اخلاق و ارزش‌های اصیل انسانی (ادای امانت، انصاف، عدالت و...) بخواند و از ‌‌این طریق، راه رسیدن به هدف‌ها را برای ‌‌ایشان فراهم آورد. هر كه به چنین درجه از تربیت دست یابد، به هر مرتبه‌‌ای از مراتب دنیوی برسد، خود را كامل نپنداشته، به وضعیت خود، قانع و دل خوش نمی‌شود، زیرا دنیا و شئون مادی در نظرش بی ارزش است. آنچه در نظر او اهمیت دارد، شرافت و حیثیت انسانی است؛ بنابراین، او هرگز چیزی را با ‌‌این سرمایه مبادله نمی‌كند و خویشتن را به بهای ارزان نمی‌فروشد. (18) امام رضا (علیه السلام) فرمود: «ما هلَك امرُوٌ عَرَفَ قَدرَه»؛ شخصی كه قدر و منزلت خویش را بشناسد، هلاك نمی‌گردد. (19)
بزنطی گوید: به امام رضا (علیه السلام) گفتم، برای من نامه‌‌ای به اسماعیل بن داود (نویسنده دستگاه مأمون) بنویس، شاید از او چیزی به من رسد، حضرت فرمود: «انا اَضَنُّ بك اَن تَطلبَ مِثلَ هذا و شبهَه و لكن عَوِّل عَلی مالی»؛ من برای شأن تو دریغ دارم كه از او و امثال او، چیزی بخواهی، اما نیاز خود را از مال من برآورده كن.
امام رضا (علیه السلام) حتی در برخورد با غلامان و خادمان هرگز حاضر نبود كرامت انسانی آنان را نادیده بگیرد. ‌‌ایشان در ریزترین نكته‌ها و كارها، ‌‌این كرامت را پاس می‌داشت. یاسر خادم حضرت می‌گوید: امام رضا (علیه السلام) به ما فرمود: «اگر بر بالای سر شما ‌‌ایستادم و در حال غذا خوردن بودید، بلند نشوید تا غذا خوردن را تمام كنید.» (20)
اساس عشق و محبت در هسته مركزی عزت نفس قرار دارد. كودكانی كه وابستگی عاطفی شدیدی به پدر و مادر خود دارند، كمتر دچار خشونت طلبی و افراط در موادمخدّر، الكل، دخانیات و... می‌شوند؛ یعنی هرچه ارتباط عاطفی شدیدتر باشد، كودكان بخت بیشتری در اجتناب از دشواری‌ها و ساختن بنیادی مستحكم برای زندگی‌شان دارند. (21)
بهترین راه پرورش اعتماد به نفس، ‌‌این است كه اطفال را با مشكلاتی مناسب با وضع فكری و جسمی آن‌ها، مواجه ساخت. سپس آن‌ها را به طور مستقیم یا غیرمستقیم مورد حمایت قرار داد. چنین كاری سبب می‌شود كه آن‌ها به استعدادهای نهفته‌ی خویش پی برند و در راه كشف ‌‌این منبع خداداد بكوشند. (22)

6-خوداتكایی

توجه به استقلال و خوداتكایی، از نكته‌های مهم تربیتی است. همگام با رشد جسمانی و افزایش سن، توقّعات و انتظارات مردم از كودك افزایش می‌یابد و او باید خود را برای ‌‌ایفای نقش در جامعه آماده سازد. پدر و مادر باید ضمن نظارت صحیح و حساب شده، به تدریج زمینه‌ی استقلال و خوداتكایی را در فرزندانشان به وجود آورند و با واگذاری مسئولیت به‌‌ ایشان، قدرت اداره‌ی زندگی را در آن‌ها تقویت كنند. از جمله سیره‌ی تربیتی امام رضا (علیه السلام) توجه به ‌‌این امر مهم است. آن حضرت به خوبی برای فرزندش جواد (علیه السلام) آینده‌نگری فرمود و چون می‌دانست فرزندش در نوجوانی مسئولیت بزرگ رهبری جامعه اسلامی را به عهده می‌گیرد، با واگذاری مسئولیت‌ها به وی، قدرت مدیریت و رهبری را در او تقویت كرد. امام رضا (علیه السلام)، هنگامی كه در مدینه بود، اداره‌ی امور خویش را در عمل، به فرزندش وانهاد و حضرت جواد (علیه السلام)، با ‌‌اینكه نوجوان بود، به خوبی از عهده‌ی این امر برآمد. (23) حنان بن سدیر می‌گوید: پیوسته حضرت جواد (علیه السلام) با‌‌ اینكه نوجوان بود، اداره‌ی امور حضرت رضا (علیه السلام) را در مدینه به عهده داشت و به خادمان حضرت امر و نهی می‌كرد و هیچ یك از خدمتگزاران با وی مخالفت نمی‌ورزید. (24) این سخن بدان معناست كه حضرت جواد (علیه السلام) به خوبی مدیریت می‌نمود و از ‌‌این رو آن‌ها با او مخالفت نمی‌كردند.

7-رشد بُعد عقلانی

رشد بعد عقلانی و شكوفا ساختن استعداد منطق و استدلال در فرزند، یكی از مهم‌ترین ابعاد تربیت است. منطقی بارآوردن فرزند، سبب می‌شود، درست بیندیشد، خردمندانه تصمیم بگیرد؛ عاقلانه رفتار نماید و در صورت لزوم، بی هیچ هراسی از دیدگاه‌ها و رفتارهای خود، دفاع كند. سیره‌ی تربیتی امام رضا (علیه السلام) از‌‌این منظر نیز الگویی كامل برای همه‌ی رهروان آن حضرت است. بنان بن نافع نقل می‌كند كه روزی مأمون از جایی كه حضرت جواد (علیه السلام) با كودكان بازی می‌كرد، می‌گذشت. كودكان از ترس، میدان بازی را ترك كردند و تنها جواد (علیه السلام) در آنجا ‌‌ایستاد. مأمون از او پرسید: چرا همراه بچه‌ها فرار نكردی؟ فرمود: گناهی مرتكب نشدم تا از ترس بگریزم و جاده هم تنگ نیست تا آن را برایت باز كنم، از هرجا می‌خواهی عبور كن. مأمون از ‌‌این پاسخ تعجب كرد و پرسید: تو كیستی؟ حضرت در جواب فرمود: من محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب (علیه السلام) هستم. (25)
درباره عوامل تأثیرگذار از سوی جامعه بر فروپاشی خانواده نیز باید سبك زندگی امام (علیه السلام) را بررسی كرد تا مشخص شود، طبق سیره حضرت، چگونه می‌توان تأثیر ‌‌این‌ها را بر خانواده‌ها از میان برد.

عامل اقتصادی

امام رضا (علیه السلام) فرمود: «مَن اَصبَحَ مُعافیً فی بدنِه، آمناً فی سَربه، عنده قوتُ یومه، فكانّما حیزَت له الدنیا» (26)؛ هر كس صبح را شب كند، در حالی كه تندرست و دارای امنیت و آرامش خاطر و قوت روزانه خود باشد، گویا همه‌ی دنیا برایش فراهم است.
اگر زن به واقع، قصد سازش با شوهرش را داشته باشد، همواره در مقام دل‌جویی از او برآمده، كاری نخواهد كرد كه همسرش آزرده گردد، بلكه مراقب است كه توقعات خود را محدود ساخته، هرگز شوهر خود را به انجام كارهایی كه در توان او نیست، مجبور نمی‌كند. (27)
با رعایت كردن اصول زیر می‌توان فشار اقتصادی را كاهش داده یا از میان برد:

قناعت:

در انتخاب همسر، مسئله برخورداری شوهر از امكانات مناسب مالی، درخور توجه است. اگرچه كمبود یا فراوانی آن به تنهایی نمی‌تواند دلیل طلاق یا خوش بختی باشد، به اعتقاد استاد مطهری، اقتصاد، زیربنا نیست و البته كم بنایی هم نیست! اما آنچه مهم می‌نماید، ‌‌این است كه زن و مرد می‌توانند با قناعت‌ورزی و چشم پوشی از جاذبه‌های دنیایی و با توكل بر خدا، ضعف اقتصادی خویش را جبران كنند و مانع تأثیرگذاری ناگوار كمبود منابع مادی بر روابط زناشویی خویش شوند.
تنظیم برنامه‌ی اقتصاد زندگی براساس اندازه‌گیری درآمد و مخارج، آن قدر مهم است كه نیمی از كسب ثروت محسوب می‌شود. امام رضا (علیه السلام) فرمود: «مَن رَضِیَ عن اللهِ تعالی بالقلیل من الرزقِ رَضِیَ اللهُ عَنه بالقلیلِ مِن العَملِ» (28)؛ كسی كه به روزی اندك از خداوند خشنود باشد، خداوند از او به عمل كم خشنود خواهد شد.
«القناعةُ تجمع الی صیانةِ النفس و عِزِّ القدرةِ و طرحِ مؤونةِ الاستكثارِ و التعبّدِ لاهلِ الدنیا» (29)؛ قناعت، نفس آدمی را از خطا و لغزش نگه می‌دارد و موجب می‌شود كه انسان به جمع ثروت نپردازد و خود را در نزد اهل دنیا خاضع و حقیر نكند.
مرد خانواده می‌تواند با اتخاذ شیوه صرفه‌جویی، از توقعات و انتظارات بیجا و بیش از حدّ اعضای خانواده بكاهد. معمولاً فرزندانی كه در وفور نعمت پرورش می‌یابند، فعالیت مغزی آن‌ها برای رفع موانع، ضعیف است و در طوفان حوادث زندگی مانند پركاهی از ‌‌این سو به آن سو پرتاب می‌شوند. (30)

دوری از تكلف:

برخی افراد در روابط خانوادگی و اجتماعی برای اقناع تمایل خودنمایی، زیر بار تكلف می‌روند. اولیای دین، در تمام برنامه‌های زندگی، از تكلف مبرّا بوده و آن را عملی ناپسند دانسته‌اند. امام رضا (علیه السلام) می‌فرماید: «مردی حضرت علی (علیه السلام) را به منزل خود، دعوت كرد. حضرت علی (علیه السلام) به او فرمود: دعوتت را به سه شرط می‌پذیرم: از بیرون خانه، هیچ چیز برایم تهیه نكنی. از آنچه در منزل داری، هیچ دریغ نداری و بر اهل خانه و افراد تحت سرپرستی‌ات تنگ نگیری. عرض كرد: پذیرفتم. حضرت علی (علیه السلام) دعوت او را پذیرفت.» (31)

نهی از اسراف:

از یاسر خادم روایت شده كه روزی غلامان میوه می‌خوردند، ولی میوه را ناتمام خوردند و به دور انداختند. حضرت فرمود: «سبحان الله! اگر شما نیاز ندارید، افراد نیازمندی هستند؛ به محتاجان بدهید تا بخورند». (32)

ایجاد تسهیلات لازم برای حلّ دشواری‌های اقتصادی خانواده‌های ضعیف:

‌‌این قسمت مربوط به نقش اطرافیان است كه با كمك‌های مالی خود، می‌توانند خانواده‌هایی را كه در معرض فشار اقتصادی هستند، یاری رسانده، مانع فروپاشی آن‌ها گردند. امام رضا (علیه السلام) فرمود: «مَن فَرَّجَ عَن مؤمنٍ كُربةً مِن كُرَبِ الدنیا، فرج اللهُ عنه كربةً من كربِ الاخرةِ» (33)؛ هر كه از مؤمن، گرفتاریی از گرفتاری‌های دنیا را برطرف كند، ‌خدا گرفتاریی از گرفتاری‌های آخرت را از وی برطرف می‌نماید.
علی بن شعیب می‌گوید: به محضر امام رضا (علیه السلام) شرفیاب شدم. حضرت فرمود: «چه كسی از تمام مردم، معاش بهتر و زندگی نیكوتری دارد؟ عرض كردم: شما داناترید. فرمود: كسی كه دیگران در معاش او به خوبی معیشت كنند و در پرتو زندگی او، مرفّه بزیند.» (34)
حضرت درباره‌ی پرداخت قرض الحسنه و مهلت دادن در گرفتن آن فرمود: «ارفُق بمن لك علیه حقُّ تاخذه منه فی عَفافٍ و كَفافٍ فان كانَ غریمُك مُعسراً و كان انفقَ ما اخذ منك فی طاعةِ اللهِ فَانظِرهُ الی میسَرةٍ و هو ان یبلُغَ خَبرُه الامامَ فَیَقضی عنه اویَجِد الرجلُ طولاً فیقضی دینَه و ان كان انفق ما اخذه منك فی معصیةِ اللهِ فلیس هو مِن اهلِ هذه الآیةِ: «وَ إِنْ کَانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلَى مَیْسَرَةٍ» (35) (36)؛ با آن كس كه حقی بر عهده او داری، مدارا و مهربانی كن و آن را با رعایت عفاف و كفایت حال او از وی بگیر و اگر بدهكار تو تنگ‌دست باشد و مالی كه از تو گرفته، در طاعت خدا خرج كرده، مهلتش بده تا گشایشی برای او پیدا شود و آن گشایش‌‌ این است كه خبر تنگ دستی وی به زمامدار و حاكم برسد و حاكم، قرض او را ادا كند و یا مدیون، مالی به دست آورد و وام خود را بدهد و اگر آنچه از تو گرفته، در معصیت خدا صرف كرده، مشمول ‌‌این آیه نیست: اگر مدیون تنگ دست باشد، پس باید مهلتش داد تا وقتی كه گشایش برایش حاصل شود.

عامل فساد و بی بندوباری در جامعه

انواع فساد و بی بندوباری در جامعه، سبب سست شدن نظام خانواده‌ها می‌گردد. فسادهایی همچون بدحجابی، بدپوششی، روابط آزاد میان زنان و مردان در سطح اجتماع، بی عفتّی‌ها و بی حیایی‌هایی كه هر روزه در سطح جامعه در حال گسترش است، همگی ‌‌این‌ها تأثیر مخرّب و ویرانگری بر بنیاد خانواده‌ها گذاشته، چرا كه ممكن است مرد همسرش را با دیگر زنان سنجیده، وقتی آن زیبایی‌ها و دلربایی‌ها را در وی نبیند، ناخواسته زمینه برای فروپاشی خانواده فراهم می‌آید.
بنابراین، زنان باید برای حفظ بنیاد خانواده، دو اصل مهم را رعایت كنند:
1- در حوزه خانوادگی، مرد را از هر جهت تأمین كرده، در مقابل تمایلات طبیعی او تسلیم شوند تا در حصار عفت خانوادگی، محیط اجتماعی از نظر اخلاق و عفت عمومی محفوظ بماند و مرد به چشم‌چرانی و هوس بازی آلوده نشود. همچنین باید پیوسته با ‌‌ایجاد جاذبه‌های گوناگون (تهیه غذاهای مطبوع و متنوع، تر و تازه نگه داشتن روابط همسری و...) مقدمات دلگرمی خانوادگی و جذب شوهر را فراهم آورند؛ بنابراین، امام رضا (علیه السلام) زنان را به آراسته بودن نزد همسرانشان سفارش می‌كند: «انّ اللهَ یُبغِضُ منَ الرجالِ القاذورةَ» (37)؛ همانا خداوند از افراد كثیف كه به نظافت و آراستگی خود، اهمیت نمی‌دهند، بیزار است.
2-همیشه با واژه‌هایی محبت‌آمیز، عشق و محبت خود را به شوهر نشان دهند. امام رضا (علیه السلام) فرمود: «واعلم اَنَّ النساءَ شَتّی: و مُنهُنَّ الغنیمةُ و الغرامةُ و هی المتحبِّبةُ لزوجها و العاشقةُ له» (38)؛ بدان زنان چند دسته‌اند، بعضی زن‌ها برای شوهرانشان بهترین غنیمت هستند، زنانی كه به شوهرانشان اظهار عشق و محبت می‌كنند.
حضرت به مردان نیز سفارش می‌كند كه از توجه و نظرآلوده به زنان بیگانه خودداری ورزند: علی بن سوید می‌گوید: به امام رضا (علیه السلام) عرض كردم: من با زنان زیباروی زیادی سروكار دارم و وقتی به آن‌ها می‌نگرم، از زیبایی آن‌ها لذت می‌برم و خوشم می‌آید. امام رضا (علیه السلام) فرمود: «یا علیُّ! لا باسَ اذا عرف اللهُ من نِیَّتِكَ الصدقَ و ‌‌ایاك و الزنا، فأنَّه یَمحَقُ بالبركةِ و یُهلِكُ الدینَ»؛ اگر نیت صادقانه داشته باشی و قصد شهوانی در كار نباشد، مانعی ندارد؛ مواظب باش كه به زنا آلوده نشوی؛ از موجبات آن بپرهیز؛‌ زیرا زنا، بركت و ‌‌ایمان را نابود می‌كند. (39)
از سوی دیگر، باید حیا و عفت در سطح جامعه افزایش یابد تا محیط اجتماع فقط مكانی برای كار و فعالیت‌های اجتماعی باشد. امام رضا (علیه السلام) فرمود: «حیا از ‌‌ایمان است؛ كسی كه حیا و شرم ندارد، در حقیقت ‌‌ایمان ندارد.» (40)
چنین افرادی علاوه بر آنكه شخصیت روانی خود را ساقط می‌كنند، جامعه را به عوارض شوم و خطرناك روانی و اجتماعی همچون اختلال و ناامنی دچار خواهند كرد.
باید به زنان و دختران جامعه، مفهوم خود احترامی را آموخت كه بخشی از آن به معنای استفاده از پوشش و لباس مناسب در جامعه است، به طوری كه برای ارائه یك تصویر مثبت از خود، لزومی ندارد كه از طریق آرایش‌های نامناسب و نامتناسب با فرهنگ عمومی جامعه، خود را به صورت كالایی نمایشی در معرض دید چشمان ناپاك قرار دهند.

نتیجه‌گیری

هر مسلمان كه بخواهد به اصول و مبادی اسلام متعهّد باشد، لازم است سخنان امامان (علیهم السلام) را در زندگی خود، ‌به كار بندد، زیرا‌‌ این‌ها همان اصول و آموزه‌هایی است كه توانست جامعه‌ی عقب افتاد‌ه‌ی عرب را، به جامعه‌ی متمدنی كه فضیلت، محبت، برابری و دادگری زیربنای آن بود، مبدّل سازد؛ بنابراین، انسان‌ها باید رفتار فردی و اجتماعی خود را براساس معیارها و ارزش‌های درست و استوار قرار داده، خود را با محتوای اخلاقی و انسانی‌‌ این سخنان هماهنگ گردانند تا جامعه‌‌ای انسانی و با فضیلت به وجود آید كه بتواند مصداق «خیر امّة اخرجت للنّاس...» قرار گیرد.
امروزه با افزایش آمار طلاق، احساس امنیت و آرامش در روابط میان زن و شوهر به سستی گراییده و خانواده به گونه‌ی فزاینده‌‌ای با نیروهای مخرّب مواجه شده است كه تهدید مهمی برای سلامت جامعه به شمار می‌آید. مهم‌ترین علت‌های طلاق را می‌توان به دو دسته عوامل درون خانواده و بیرون خانواده تقسیم كرد كه عوامل درونی به عدم تربیت صحیح زن و مرد در دوران كودكی بازمی گردد.
امام رضا (علیه السلام) سخنانی را برای تربیت صحیح ارائه فرموده كه طبق سیره‌ی‌ ایشان، مهم‌ترین اصول تربیتی كه باید فرزند با آن‌ها تربیت شود تا بتواند در زندگی آینده‌اش همسری شایسته باشد و دچار آسیب‌های ناشی از طلاق نگردد، عبارت‌اند از: دیانت، صداقت و راستگویی، بردباری و گذشت، پرورش روحیه‌ی بزرگواری و عزت نفس، خوداتكایی، رشد عقلانی و توجه به نقش الگویی پدر و مادر.
بحران اقتصادی، فساد و بی بندوباری در سطح جامعه، از جمله مهم‌ترین عوامل بیرونی طلاق‌اند. با استفاده از رهنمودهای امام رضا (علیه السلام) می‌توان گفت، قناعت، دوری از تكلف، تجمل‌گرایی و اسراف، سبب كاهش فشارهای اقتصادی می‌گردد. بدیهی است در ‌‌این زمینه، نقش اطرافیان در ‌‌ایجاد تسهیلات لازم برای حلّ دشواری‌های اقتصادی خانواده‌های ضعیف نبایستی نادیده گرفته شود. برای حلّ معضل فساد در جامعه، مهم‌ترین وظیفه برعهده تمامی افراد جامعه به ویژه زنان است كه با حفظ عفاف و حیا، سلامت روانی جامعه را تأمین كنند و در حوزه‌ی خانواده، با فراهم آوردن جاذبه‌های گوناگون، مقدمات دلگرمی خانوادگی و جذب همسر را فراهم آورند.

پی‌نوشت‌ها:

1. استادیار و عضو هیئت علمی گروه علوم قرآن و حدیث دانشگاه الزهراء (علیها السلام).
2. دانشجوی كارشناسی ارشد علوم قرآن و حدیث، دانشگاه الزهراء (علیها السلام).
3. كتابچی، محسن، آیین زندگی از دیدگاه امام رضا (علیه السلام)، ص 132.
4. كلینی، محمد بن یعقوب، اصول كافی، ج2، ص 257.
5. عطاردی، عزیزالله، مسند الامام الرضا (علیه السلام)، ج1، ‌ص 257.
6. مجلسی، محمدباقر بن محمدتقی، بحارالانوار، ج103، ص 372.
7. حرعاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج14، ص31.
8. كتابچی، محسن، آیین زندگی از دیدگاه امام رضا (علیه السلام)، ص 136.
9. مجلسی، همان، ج69، ص 262.
10. عطاردی، همان، ج1، ص 297.
11. كتابچی، همان، ص 96.
12. تفسیر نورالثقلین، ج3، ص 27.
13. فضل الله، محمدجواد، تحلیلی از زندگانی امام رضا (علیه السلام)، ص 63.
14. قاسمی نژاد، زهرا، لك زایی، صغری، «سازوكارهای تربیت دینی نسل منتظر از دیدگاه امام رضا (علیه السلام)»، راه تربیت، ش19.
15. عطاردی، همان، ص 256.
16. فضل الله، همان، ص 236.
17. عطاری كرمانی، عباس، خورشید مشرق، ص 105.
18. كتابچی، همان، ص 68.
19. مؤسسه در راه حق، پیشوای هشتم، ص 49.
20. عطاری كرمانی، همان، ص 91.
21. صفایی مسعود، ریشه‌های طلاق و درس‌های خوشبختی، ص155.
22. بهشتی، احمد، تربیت كودكان در جهان امروز، ص 209.
23. همت بناری، علی، «امام رضا (علیه السلام) و تربیت فرزند»، نشریه فرهنگ كوثر، شماره 17.
24. عطاردی، همان، ص 211.
25. مجلسی، همان، ج50، ص 56.
26. همان، ج67، ص 313.
27. كتابچی، همان، ص107.
28. مجلسی، همان، ج52، ‌ص122.
29. عطاردی، همان، ج1، ‌ص 272.
30. كتابچی، همان، ‌ص 92.
31. ابن بابویه، همان، ج2، ص 42.
32. اسحاقی، سیدحسین، پیشوای مهر، ص108.
33. مجلسی، همان، ج71، ص 233.
34. شریف قرشی، باقر، پژوهشی دقیق در زندگانی امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، ص122.
35. بقره (2): 280.
36. نوری، حسین، مستدرك الوسائل، ج2، ص 493.
37. مجلسی، همان، ج79، ص 303.
38. مجلسی، همان، ج103، ص 234.
39. كتابچی، همان، ص 83.
40. عطاردی، همان، ص 459.

منابع تحقیق:
-ابن بابویه، محمد بن علی، عیون اخبارالرضا (علیه السلام)، ترجمه علی اكبر غفاری و حمیدرضا مستفید، صدوق، قم، 1372.
-اسحاقی، سیدحسین، پیشوای مهر، خادم الرضا (علیه السلام)، قم، 1383.
-بهشتی، احمد، تربیت كودك در جهان امروز، بوستان كتاب، قم، چاپ ششم، 1390.
-صفایی، مسعود، ریشه‌های طلاق و درس‌های خوش بختی، مسعود، تهران، 1370.
-شریف قرشی، باقر، پژوهشی دقیق در زندگانی امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، ترجمه سید محمد صالحی، دارالكتب الاسلامیه، قم، 1382.
-عطاری كرمانی، عباس، ‌خورشید مشرق، آسیم، تهران، چاپ دوم، 1389.
-عطاردی، عزیزالله، مسند امام رضا (علیه السلام)، آستان قدس مشهد، بی تا.
-__، اخبار و آثار حضرت امام رضا (علیه السلام)، كتابخانه صدر، تهران، ‌بی تا.
-فضل الله، محمدجواد، تحلیلی از زندگانی امام رضا (علیه السلام)، محمدصادق عارف، بنیاد پژوهش‌های اسلامی آستان قدس رضوی، مشهد، 1385.
-قاسمی نژاد، زهرا، لك‌زایی، صغری، «سازوكارهای تربیت دینی نسل منتظر از دیدگاه امام رضا (علیه السلام)»، راه تربیت، ش19.
-كتابچی، محسن، آیین زندگی از دیدگاه امام رضا (علیه السلام)، الف، مشهد، چاپ چهارم، 1387.
-كلینی، محمد بن یعقوب، اصول كافی، محمدباقر كمره‌‌ای، اسوه، قم، 1375.
-مؤسسه‌ی در راه حق، پیشوای هشتم حضرت امام علی بن موسی الرضا (علیه السلام)، در راه حق، قم، 1375.
-مجلسی، ‌محمدباقر بن محمدتقی، بحارالانوار، ترجمه ابوالحسن موسوی همدانی، ولی عصر، تهران، 1363.
-همت بناری، علی، «امام رضا (علیه السلام) و تربیت فرزند»، فرهنگ كوثر، ‌ش17.

منبع مقاله :
همایش ملی سبک زندگی رضوی (مقالات برگزیده)، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی، چاپ اول (1393).



 

 

تاریخ ارسال : دوشنبه 1 شهریور 1395 11:42 ق.ظ | نویسنده : رحمان نجفی

درباره ما

امام رضا(ع):

الناس لو علموا محاسن کلامنا لا تبعونا؛

مردم اگر از زیبایی های سخنان ما آگاه می شدند، از ما پیروی می کردند.

خلاصه آخرین مطالب

الّلهُمَّ صَلِّ عَلَی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ. وَعَجِّلْ فَرَجَهُمْ. وَالْعَنْ أعْداءَهُم أجْمَعِینَ.