تبلیغات
امام رضا علیه السلام - امام رضا علیه السلام و مقامی بر قاف فهم بشر

امام رضا علیه السلام
 
اَللّـهُمَّ صَلِّ عَلى عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضا الْمُرْتَضَى الاِمامِ التَّقِیِّ النَّقِیِّ وَحُجَّتِکَ عَلى مَنْ فَوْقَ الاَرْضِ وَمَنْ تَحْتَ الثَّرى، الصِّدّیقِ الشَّهیدِ، صَلاةً کَثیرَةً تامَّةً زاکِیَةً مُتَواصِلَةً مُتَواتِرَةً مُتَرادِفَةً، کَاَفْضَلِ ما صَلَّیْتَ عَلى اَحَد مِنْ اَوْلِیائِکَ

امام رضا علیه السلام و مقامی بر قاف فهم بشر

امام رضا

همه ما امام رضا علیه السلام را به صفت زیبای «رئوفیت» می شناسیم اما یكی از اوصاف و مقامات آن حضرت كه در متون دینی بر آن تأكید گشته، مقام «صدیقین و شهداء» است.


مقام «صدیقین» و مقام دیگر كه باز در آیات و روایات به دنبال این مقام ذكر می شود یعنی مقام «شهادت» ظاهرا خالی از ارتباط با همدیگر نیستند و ذكر این دو كنار یكدیگر حاكی از ارتباط بین این دو مقام می باشد.

به عنوان نمونه در این آیات می خوانیم:

«و من یطع الله و الرسول فأولئك مع الذین أنعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و حسن أولئك رفیقا» (نساء /69)

«والذین آمنوا بالله و رسله أولئك هم الصدیقون و الشهداء عند ربهم لهم أجرهم و نورهم» (حدید/19)

و به عنوان نمونه در این روایات نیز می خوانیم:

«إن فاطمة علیها السلام صدیقة شهیدة» (كافی، كتاب الحجة باب مولد الزهراء ح2)

«اللهم صل علی علی بن موسی الرضا .... الصدیق الشهید ....» (صلوات خاصه امام رضا علیه السلام)

البته ممكن است كه مقام صدیقین همان مقامی باشد كه خداوند در قرآن از آن تعبیر به «مقعد صدق» نموده است:

«إن المتقین فی جنات و نهر فی مقعد صدق عند ملیك مقتدر» (قمر /54و55)

یعنی متقین در بین درختان و نهرهای بهشت در جایگاه صدق در نزد خداوندی كه مالك هر چیز و مقتدر است می باشند.

توضیح اینكه كلمه «صدیق» از ریشه "صدق" به معنی راستی می آید و در واقع صیغه مبالغه ساخته شده از "صدق" است یعنی بسیار راستگو كه از همین جا می توانیم ربط مقام «صدیقین» با مقام «شهداء» را بفهمیم.

چون شهداء در روز قیامت كسانی هستند كه در دنیا بر اعمال انسان ها به إذن الهی نظارت داشته اند و در قیامت گواهی خواهند داد و گواهی آنها تصدیق می شوند چون آنها جزء راستگویان یا بسیار راستگویانند.

شهداء در روز قیامت كسانی هستند كه در دنیا بر اعمال انسان ها به إذن الهی نظارت داشته اند و در قیامت گواهی خواهند داد و گواهی آنها تصدیق می شوند چون آنها جزء راستگویان یا بسیار راستگویانند

در مقاله قبلی اشاره كردیم كه مراد از «صادقین» در قرآن در سوره توبه أهل بیت علیهم السلام می باشند. به كشتگان در راه خدا نیز كه «شهید» اطلاق می شود به این دلیل است كه آنها بعد از كشته شدن باز زنده اند: «بل أحیاء عند ربهم یرزقون» (آل عمران /169) و شاهد و گواه بر اعمال انسان ها هستند و در روز قیامت در نزد خداوند گواهی خواهند داد.

پس ربط مقام صدق با مقام شهادت این شد كه وقتی انسان در دنیا از صدق و راستگویی بهره مند بود به مقام شهادت می رسد و وقتی به چنین مقامی رسید و نوبت قیامت فراهم آمد و در نزد خداوند بر اعمال انسان ها گواه و شاهد گشت در آن هنگام خداوند شهادت او را به خاطر صادق بودن و صدیق بودن تصدیق می نماید.

از مجموعه توضیحات بالا می توان فهمید كه تمامی اهل بیت علیهم السلام هم «صدیق» هستند و هم «شهید» اما با این وجود در متون دینی از سه نفر آنها تعبیر به «صدیق شهید» شده است:

اول فاطمه زهرا سلام الله علیها كه حدیث آن صحیح و بسیار معتبر است و در اصول كافی موجود می باشد.

دوم امام حسین علیه السلام كه در برخی از زیارت نامه های آن حضرت از وی تعبیر به «صدیق شهید» شده است.

سوم امام رضا علیه السلام كه هم در زیارتنامه های آن حضرت در چند مورد و هم در صلوات خاصه آن حضرت، از آن حضرت تعبیر به «صدیق شهید» شده است.

پس می توان از این كه خداوند به پیامبر خود صلی الله علیه و آله دستور می دهد كه این گونه دعا نماید: «و قل رب أدخلنی مدخل صدق و أخرجنی مخرج صدق» (اسراء /80) فهمید كه مقام یا همان «مقعد صدق» جایگاهی بس عظیم و رفیع است كه هر كسی را به آن راه دستیابی نیست.

علمی اور دینی حوزات کی ترویج میں امام رضا (ع) کا کردار(حصّه دوم)

نكته دیگر در مورد مقام صدق كه امام رضا علیه السلام از آن به شكل ویژه برخوردارند این است كه این مقام ظاهرا از «مقام محمود» نیز بالاتر است، چرا كه خداوند بعد از آن كه به پیامبر خود صلی الله علیه و آله می فرماید: «نافله شب بخوان تا به "مقام محمود" برسی» (اسراء /79 ) می فرماید: «و بگو كه خدایا مرا در محل ورود صدق داخل كن و از محل خروج صدق نیز خارج نما» یعنی سراپای وجودم را پر از صدق و صداقت نما تا آمد و رفت و برون شدنم همگی از صدق برخوردار شود!

در واقع «مقعد صدق» تعبیر دیگری از همان «مدخل و مخرج صدق» می باشد.

نكته دیگری كه در همین رابطه قابل ذكر است این است كه وقتی می گوییم مقام شهادت مقام گواه بودن در نزد خداوند است نمی خواهیم بگوییم كه كلمه «شهید» در آیات و روایات فقط به همین معناست چنانچه بعضی گمان كرده اند و گفته اند كه در متون دینی از كسی كه در راه خدا كشته می شود تعبیر به «مقتول فی سبیل الله» می شود و نه «شهید».

جواب این است كه بر عكس، در متون دینی هر وقت كلمه «شهید» به كار می رود مراد همان «كشته در راه خدا» می باشد مگر اینكه خلاف آن با قرینه ثابت شود مثل آن جاهایی كه خداوند در قرآن برای خود كلمه «شهید» را به كار گرفته: «و الله علی كل شیء شهید» (بروج /9) اما در غیر این صورت كلمه شهید به معنی كشته در راه خدا خواهد بود.

چنانچه در دعای توسل فقط خطاب به امام حسین علیه السلام عرض می نماییم: «أیها الشهید» و چنانچه در اصول كافی در باب اول از كتاب "فضل قرآن"، حدیث اول می خوانیم كه وقتی قیامت بر پا می شود قرآن به صورتی نیكو محشور می شود و خلائق صف می بندند و قرآن از مقابل آنها می گذرد، به هر صف كه می رسد مثل ملائكه انبیاء یا غیر آنها، همگی گمان می كنند كه این مخلوق عظیم از سنخ آنهاست و وقتی نوبت به «شهداء» می رسد «شهداء» می گویند او از ماست منتها حتما در دریا به شهادت رسیده كه مقامش از ما نیكوتر است، اما وقتی به صف شهدای دریا می رسد آنها نیز می فهمند كه این موجود با كشتگان دریا در راه خدا فرق می كند پس می گویند: «حتما جزیره ای كه او در آن به شهادت رسیده جای سخت تری بوده از آن جزیره ای كه ما در آن به شهادت رسیده ایم»... !!

ربط مقام صدق با مقام شهادت این شد كه وقتی انسان در دنیا از صدق و راستگویی بهره مند بود به مقام شهادت می رسد و وقتی به چنین مقامی رسید و نوبت قیامت فراهم آمد و در نزد خداوند بر اعمال انسان ها گواه و شاهد گشت در آن هنگام خداوند شهادت او را به خاطر صادق بودن و صدیق بودن تصدیق می نماید

غرض این كه وقتی اهل بیت علیهم السلام تأكید دارند كه ما حضرت فاطمه زهرا و امام حسین و امام رضا علیهم السلام هر سه آنها را شهید بدانیم، نمی خواسته اند كه ما آنها را فقط گواه بدانیم چرا كه سایر اهل بیت علیهم السلام نیز گواهند بلكه آنچه كه در مورد این سه بزرگوار مدّ نظر بوده این است كه همان طور كه امام حسین علیه السلام "مقتول فی سبیل الله" بوده، حضرت فاطمه زهرا و امام رضا علیهماالسلام را نیز "مقتول فی سبیل الله" بدانیم چرا كه اهل بیت علیهم السلام می دانستند كه كسانی در آینده پیدا می شوند و این مقام را نسبت به این سه بزرگوار انكار خواهند كرد.

اما در مورد فاطمه زهرا علیهاالسلام این مسأله در زمان ما محقق شده است لكن در مورد امام حسین علیه السلام اگر چه كه شهادت آن حضرت بسیار بر همگان روشن است اما در زمان ائمه متأخر علیهم السلام فرقه های انحرافی بوده اند كه ادعا می كردند حسین بن علی علیهماالسلام مانند عیسی به آسمان رفته و كشته نشده است. چنانچه در نامه اسحاق بن یعقوب،‌ او از امام زمان علیه السلام این سوال را در مورد این فرقه می پرسد و حضرت جواب می دهند كه این گونه فكر كردن كفر و دروغ و گمراهی است. (كمال الدین/ 484 )

اما در مورد امام رضا علیه السلام نیز انكار شهادت آن حضرت از طرف مأمون واقع شد كه می خواست در این ماجرا خود را بی گناه جلوه دهد اما غافل از این كه آن حضرت به شكل های مختلف خود از این واقعه به اطرافیان خبر داده بود!!

«والسلام علیه یوم ولد و یوم یموت و یوم یبعث حیا »

حمید حاج علی                 

مدّرس حوزه علمیه              

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان





طبقه بندی: فضایل و كرامات امام رضا(ع)،  مقالات امام رضا (ع)،  امام رضا علیه السلام، 
نوشته شده در تاریخ شنبه 5 مهر 1393 توسط رحمان نجفی
لوگوی دوستان
لینک دوستان