تبلیغات
☼امام رضا علیه السلام☼ - امام در آینه امام
☼امام رضا علیه السلام☼
رهبر معظم انقلاب
بیانات در حرم مطهر رضوی1394/01/01 کسانی که مصرف‌کننده هستند – که همه‌ی ملّت ما در واقع مصرف‌کننده‌اند – محصولات داخلی را مصرف کنند که من روی این بارها و بارها تکیه کردم و امروز هم عرض میکنم و تکیه میکنم. ‌همه سعی بکنند محصولات داخلی را مصرف بکنند، کارگر ایرانی را حمایت بکنند، کارگاه تولیدی داخلی را با مصرف کردن [محصول] آن رونق بدهند.

امام در آینه امام

امام رضا


هیچ شکی نیست که اگر معرفت آدمی نسبت به خداوند متعال یا نمایندگان او به هر میزان بیشتر و عمیق تر شود، اطاعت و سرسپردگی او نسبت به دستورات دینی فزونی می یابد و نیز خشنودی درون آدمی از دینداری خود افزایش می یابد.علاوه بر آنکه این افزایش معرفت گره گشای پاره ای از مسائل اعتقادی خواهد بود.

خوشبختانه حدیثی طولانی و با مضامین عالی از حضرت امام رضا (علیه السلام) در جلد اول کتاب اصول کافی، صفحات 198 تا 203، نقل شده است که بیانگر عظمت والای امامت و صفات ارجمند شخص امام است و در ضمن پاسخگوی انحرافی که پس از رحلت حضرت رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) در میان امت اسلام به وقوع پیوست و خود آبشخور انحرافات و ضلالت های بسیاری شد.

در این مقاله  فرازهایی از این روایت نورانی را که عبارات و معارف عالی آن آدمی را مطمئن به صدور آن از جانب اهل بیت (علیهم السلام) می کند به نظاره می نشینیم همراه با کمی توضیح.

 

یک احتمال بجا

شخصی به نام عبدالعزیز بن مسلم می گوید: ما با امام رضا (علیه السلام) در «مرو» به سر می بردم. در آغاز ورود خود و در روز جمعه ای در مسجد جامع، جمع شده بودیم. در مسجد مشاهده کردیم که بین مردم در مورد مساله امامت و وجود اختلافات فراوان آن، بحث در گرفته است. (و بازار بحث امامت داغ است). پس از آن من محضر امام رضا (علیه السلام) شرفیاب شده و قضیه را به استحضار رساندم آن حضرت تبسّمی کردند سپس فرمودند:

«یا عبدالعزیز جهل القوم و خدعوا عن آرائهم: ای عبدالعزیز مردم نادانی کردند و فریب آراء خود را خوردند».

شاید بتوان گفت تمام این حدیث مبارک در واقع توضیح همین چند جمله است. چرا که حضرت با بیان رسای خود چرایی جهل مردم را بیان می کنند و اینکه حقیقت چیست و امامت از چه منزلت والایی برخودار است.

متولیان امور تربیتی و فرهنگی و در رأس همه نائبان امام معصوم که سکانداران هدایت ایتام آل محمد (صلوات الله علیهم) هستند باید به لحاظ دلسوزی و مهربانی و ابراز عاطفه نسبت به مردم تا جائیکه می توانند به ائمه طاهرین اقتدا کنند و این مساله به هیچ روی ناسازگار با مقام عالی آنان نیست

خوبست در همین ابتدا یک نکته منطقی و دقیق را عرض کنیم. حتی اگر فرضاً در گوشه ای از دنیا و به خصوص در میان برادران اهل سنت کسی باشد که حضرت ثامن الحجج را نشناسد و یا به هر دلیل سعادت درک امامت حضرت را نداشته باشد- اما با این اوصاف - این حدیث می تواند او را به یک نکته رهنمون شود و آن احتمال بطلان مسیر غیر مکتب اهل بیت (علیهم السلام) است. چون این سخنان برای چنان کسی می تواند یک احتمال معقول ایجاد کند که اصلاً آیا می شود مردم به تنهایی و با تکیه به دانش و عقل خود امام را انتخاب کنند؟

اگر احتمالاً امام چنین صفاتی و درجاتی دارد - فقط احتمالاً- پس بشر عادی ولو آنکه در مراتب بالای علمی باشد نمی تواند به صورت یقین و جازمانه امام را انتخاب کند.

 

مرتبه ای فراتر از عقول

حضرت پس از توضیح کامل بودن دین اسلام و قرآن مجید که در جای خود بسیار کارگشا و مفید است می فرمایند:

«هل یعرفون قدر الامامة و محلّها من الامة فیجوز فیها اختیار هم ان الامامة اجل قدراَ و اعظم شأناَ و اعلا مکاناً و امنع جانباً و ابعد غوراً من یبلغا الناس بعقولهم او ینالوها بآرائهم او یقیموا اماماً باختیارهم»؛

آیا قدر و منزلت امامت را در میان امّت می شناساند تا انتخاب و اختیار آنان درباره امامت، روا باشد. حقیقتاً که امامت مرتبه ای بزرگ تر و موقعیتی بالاتر و آستانی منیع تر و عمقی فروتر از آن دارد که مردم با عقول خود بدان دست یابند یا با رأی و نظر خود آن را درک کنند یا به انتخاب خود امامی منصوب کنند.

در فراز دیگر گویا حضرت می خواهند این عظمت بسیار والا را کمی توضیح بدهند. آنجا که فرموده اند:

«انّ الامامة خلافة الله و خلافة الرسول و مقام امیرالمومنین و میراث الحسن و الحسین، انّ الامامة زمام الدین و نظام المسلمین و صلاح الدنیا و عزّ المومنین ان الامامة أسّ  الاسلام النامی و فرعه السامی ...»؛

امامت جانشینی خداوند و جانشینی رسول اوست. مقام امیرالمومنین و میراث حسن و حسین است. همانا امامت زمام دین و نظام مسلمین (باعث پیوند و نظم بخش میان امت) و صلاح دنیا و عزت و سرفرازی اهل ایمان است امامت ریشه پربار و رو به رشد اسلام و شاخه بلند آنست.

خواننده محترم عنایت دارد که این قسمت از حدیث شریف، تا چه اندازه ضدّ ادّعاهای پوچ و بی اساسی است که می گویند: اسلام به دنیا و سیاست بی اعتناست و فقط محدود به روابط انسان ها با خالق خودشان است یعنی فقط اسلام فردی، اسلام است.

امام رضا
آب گوارایی برای تشنگان

پس از این معرفی از مقام و منصب والای امامت، می پردازیم به بعضی از فرازهای این روایت نورانی که به معرفی خود امام می پردازند:

«الامام البدر المنیر و السراج الزاهر و النور الساطع و النجم الهادی فی غیاهب الدجی و اجواز البلدان و القفار و لجج البحار الامام الماء العذب علی الظماء و الدال علی الهدی و المنجی من الرّدی ... والدلیل فی المالک من فارقه فهالک...»؛

امام ماه تابان، چراغ فروزان، نور درخشان و ستاره ایست راهنما در تاریکی های سیاه و رهگذر شهرها و کویرها و گرداب دریاها (شاید منظور مسائل ابهام آمیز و فتنه های دینی و سیاسی باشد) امام آب گوارای بر تشنگی و راهنمای هدایت و نجات بخش از سقوط است ... هدایت گر به نجات، در میان امور کشنده است هر که از او جدا شود به هلاکت در افکنده شود...

 

پدری دلسوز

آری با تمامی آن عظمت منصب و درجه و آن مقامات و نورانیت، امام یک دلسوز واقعی است. در فرازی که پیش رو دارید حضرت رضا (علیه آلاف التحیة و الثناء) با بیان بلیغ به معرفی زاویایی بس حیاتی از زوایای حیرت آفرین امام می پردازند:

«الامام الانیس الرفیق و الوالد الشفیق و الاخ الشقیق و الامّ البّرة بالولد الصغیر و مفزع العباد فی الدهیة الناد...»؛

امام همدم همراه و پدر دلسوز و برادر برابر، مادر دلسوز کودک خردسال، پناه بندگان خدا در گرفتاری سخت است...

خوب است در اینجا نکته ای مهم را گوشزد کنیم و آن اینکه شاید بتوان از این جملات نورانی استفاده کرد که متولیان امور تربیتی و فرهنگی و در رأس همه نائبان امام معصوم که سکانداران هدایت ایتام آل محمد (صلوات الله علیهم) هستند باید به لحاظ دلسوزی و مهربانی و ابراز عاطفه نسبت به مردم تا جائیکه می توانند به ائمه طاهرین اقتدا کنند و این مساله به هیچ روی ناسازگار با مقام عالی آنان نیست. چنانچه نمونه هایی از این روش را در زندگانی حضرت امام خمینی (قدس سره) و مقام معظم رهبری (مدظله العالی) می توان بر شمرد.

 

پاک از هر ناپاکی

آخرین قسمتی که از حدیث شریف نقل می کنیم راجع به بحث عصمت امام است. امام رضا (علیه السلام) حداقل در دو فراز از حدیث مذکور صفت عصمت را مطرح فرموده اند در قسمتی فرموده اند:

آیا قدر و منزلت امامت را در میان امّت می شناساند تا انتخاب و اختیار آنان درباره امامت، روا باشد. حقیقتاً که امامت مرتبه ای بزرگ تر و موقعیتی بالاتر و آستانی منیع تر و عمقی فروتر از آن دارد که مردم با عقول خود بدان دست یابند یا با رأی و نظر خود آن را درک کنند یا به انتخاب خود امامی منصوب کنند

«الامام المطّهر من الذنوب و المبّرا عن العیوب المخصوص بالعلم الموسوم بالعلم نظام الدین و عزّ المسلمین وغیظ المنافقین و بوار الکافرین»؛

امام آن کس است که از گناهان پاک و از عیبها به دور است او مخصوص به علم و دانش است و موسوم (نامبردار) به حلم و بردباری است. نظام بخش دین است و عامل عزّت مسلمانان و خشم منافقین و نابودی کافرین است.

چنانچه در فرازهای پایانی این حدیث می فرمایند:

«فهو معصوم موید موفق مسدّد قد أمن من الخطایا و الزلل و العثار یخصّه الله بذلک لیکون حجة علی عباده و شاهده علی خلقه و ذلک فضل الله یوتیه من یشاء و الله ذوالفضل العظیم. فهل یقدرون علی مثل هذا فیختارونه او یکون مختارهم بهذه الصفة قیقّدمونه»؛

پس او معصوم، تأیید شده و مشمول توفیق و کمک و تحکیم الهی است. همانا از خطاها و لغزش ها و عوامل سقوط ایمن است. خداوند وی را مخصوص به این صفات قرار داده است تا حجت او بر بندگانش باشد و شاهد او بر خلق و این صفات عالیه فضلی است از جانب خداوند که به هر که بخواهد عطایش می کند و او دارای فضل عظیمی است. (پس با چنین اوصافی) آیا مردم قدرت انتخاب چنین امامی را دارند؟ یا آنکه کسی که انتخابش کرده اند دارای این صفت است تا او را مقدّم بدارند؟

آری براستی این روایت نورانی حاوی مطالبی بسیار مفید و برجسته درباره معرفت امام است که دقت در آن و تفسیر آن دانشی گسترده می طلبد.

در پایان فقط یک نکته را یادآور می شویم و آن اینکه دلایل عصمت اهل بیت (علیهم السلام) دلایل متقن و فراوانی است و آنچه تقدیم شد تنها یک نمونه بود.

سید علی محمّد هاشمی رضوانی 

بخش تاریخ و سیره معصومین تبیان



  رحمان نجفی    چهارشنبه 6 اسفند 1393    11:33 ق.ظ

لوگوی دوستان
لینک دوستان